2777
2789
عنوان

رفتن به خونه آقای غریبه بابت حل مشکل کامپیوتری

| مشاهده متن کامل بحث + 555 بازدید | 47 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

یعنی فرهنگ از خطرش برات آسیبش کمتره؟

نه اسیبش رو می‌دونم برای همین قبول نمیکنم چند باز سفارش تو آ چاره گرفتم دیگه نگرفتم..بحث فرهنگی هم هست برام هم اعتماد ندارم هم فرهنگی بده

درسته نمیشه واقعا اعتماد کرد ولی خوب معمولا قرار نیست سر این موارد از اعتماد کسی سواستفاده کرد



با برادر یا یه مرد اونجا برو که خیالت لا اقل راحت باشه 


من که میگم بدبین ترین‌ حالت ممکن رو در نظر بگیر 

معلومه تا حالا ضربه ای نخوردی از غریبه 


شاید بیهوشت کرد 

شاید بلایی سرت آورد

حادثه فقط یکبار اتفاق میفته 

پیشگیری مقدم بر درمان

با مرده تنها نبودی که  


اون یه بار نه..کلا یه بار یه آقای تنهایی بود مشکلی پیش نیامد..وکیل بود.دو بار شرکت بود یه بار یه زن و شوهر یه بار هم اون آقای وکیل

من یه بار رفتم یه زن و شوهر جوون بودند..چقدر هم آدمهای خوبی بودند 

وای چرا اینجوری میکنی 

میبینی گرفت بلایی سرت اورد ، فیلمم ازت گرفت 

حالا بیا درستش کن 

شاید این اونجوری نبود بد بود زده بالا چمیدونم فقططط تنها نرو 

ترجیحا برادری ، همکار مورد اعتمادی با خودت ببر

کاربری دست ۳ تا خواهره❤
با برادر یا یه مرد اونجا برو که خیالت لا اقل راحت باشه  من که میگم بدبین ترین‌ حالت ممکن رو ...

اره ولی در کل یه نرم افزار شبیه اسنپ هست یعنی سفارش تو اپ میاد قبول میکنم

چیکار میکرد ؟وای ادم چیکار کنه اون وقت🥲

هیچی هعی قربون صدقم میرفت دست میزد به صورتم میگفت نترس اصلا چه خوشگلی خدا خیلی دوستداره انقد قشنگ آفریده تورو بعد یهو رفت اومد مانتو افتاده بود زمین کشید بالا برام گفت سردت نشه داشتم پامیشدم دکمه پشت لباسمو یهو گرفت بسو عکس بچه هامو دید ومن توی همه ی اون زمان ازشدت ترس و اینکه خیانت حساب نشه به شوهرم ازعذاب وجدان داشتم میمردم ولی بخدا من ازشدت ترس هیچ کاری نمیتونستم بکنم 

خیلی جالبه ک روشنفکر بودن شده فوش

چون معنیش کلا عوض شده

اینجا کلا ادمای اشتباهی ادعاشو دارن

برای سلامتی مامانم صلوات مهمونم میکنی ؟ممنونتون میشم                                                                    خیلی دعا کردم ولی خواست خدا با دعای ما فرق داشت برای شادی روح مادرم دعا کنین لطفا 😔هیچوقت فکر نمیکردم اینو اینقد زود بگم 
هیچی هعی قربون صدقم میرفت دست میزد به صورتم میگفت نترس اصلا چه خوشگلی خدا خیلی دوستداره انقد قشنگ آف ...


وای من یه تجربه مشابه تو یه تولیدی مانتو داشتم هیچ کس نمیومد طبقه ی دومم بود .عین همین کارا رو میکرد .رفتم یه مانتو پرو کنم درو چفت کردم بعد از لای در  دیدم داره کرکره ی پنجره هاشو میکشه !!! اخرش از لای در اتاق پرو میگفت بیا دیگه دیر شد چی شد ؟من گفتم الان الان .اینقد ذکر فرستادم تا چند نفر اومدن و منم مانتو رو در اوردم پیچوندم 

دیگه عبوس نیستم😺 چون یه تغییر بزرگی تو زندگیم ایجاد شد اما خب این اسمو متاسفانه نمیشه تغییرش داد دیگه 😃،   عقل گوید پا مَنِه کاندر فنا جز خار نیست !!!😮😮   ،عشق گوید عقل را کاندر تو است آن خار ها 😪😌***(عشق=حضرت حق )،(عقل =نفس جزیی انسان)پیج مورد علاقم تو اینستاگرام = jan_afza                    ـ
واییی خیلییی حس بدیه🥺

همینطوره دیگه تنها خریدم نمیدم

دیگه عبوس نیستم😺 چون یه تغییر بزرگی تو زندگیم ایجاد شد اما خب این اسمو متاسفانه نمیشه تغییرش داد دیگه 😃،   عقل گوید پا مَنِه کاندر فنا جز خار نیست !!!😮😮   ،عشق گوید عقل را کاندر تو است آن خار ها 😪😌***(عشق=حضرت حق )،(عقل =نفس جزیی انسان)پیج مورد علاقم تو اینستاگرام = jan_afza                    ـ
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792