سرتون درد نیارم یک ماه گذشت و فرداش قرار شد بریم جواب آزمایش علی اصغر بگیریم دقیقا یادمه شب قبل از اون روز نشستم گریه کردم گفتم سلام یا امام رضا من اینجا غریبم ،کسی ندارم منو بیاره حرمت از راه دور صدای منو بشنو عرضی داره خدمتتون یا ضامن آهو ، جان جوادت، جان جواد نوگلت شفاعت علی اصغر من پیش خدا بکن بعد روی آوردم با حضرت فاطمه گفتم ای بانوی دو عالم جان عباست که میدونم اندازه امام حسین دوستش داری شفاعت علی اصغر منو پیش خدا بکن نزار من تو شهر غریب اسیر دکتر و دعوا و درمون بشم منو مایوس نکنید من هیشکی جز شما ندارم ، گریه کردم و خوابیدم ، تو خواب دیدم تو حرم امام رضام تمام خادمین صف کشیده بودن با احترام وایساده بودن انگار یه آدم مهم اونجا بود داشت درا بسته میشد به زور خودمو کردم داخل حرم دیدم هیشکی به غیر من نیست ، گفتم وای خدا چقدر خلوته راحت میتونم دعا کنم ، همونجا ضریح گرفتم داد زدم یا امام رضا جان جوادت شفای علی اصغر منو بده همون لحظه درا باز شد یه جووون خوش سیما اومد داخل و تو دستش پیش دستی بود با سیب و شیرینی و نارنگی گفت بگیر گفتم آغا اومدم شفا بگیرم خندید گفت بگیر فهمیدم حضرت جواده ، بعدش از همونجا رفتیم مدینه دیدم قبر حضرت فاطمه مخفی میگن احتمالا این جاست همونجا هم حضرت فاطمه رو قسم دادم جان عباسش و همون میوه شیرینی همونجا هم بهم دادن ، فرداش رفتیم جواب آزمایش بگیریم دکتر عینکش درآورد گفت این یه معجزه هست باورم نمیشه ، گفتم بله این شفا یافته ی امام رضا و حضرت فاطمه است ،
اینارو گفتم که بدونید همه چی دست خداست یادمه اون موقع گفتم خدایا حاضرم تو چادر زندگی کنم ولی بچه ام خوب بشه دقیقا الان طبقه پایین خونه پدرم تو یک روستا بدون امکانات دارم زندگی میکنم نه حموم دارم ن دستشویی نه آشپزخونه ولی راضی ام شکرت خدایا که بچه امو شفا دادی ، امیدتون هرگز ناامید نکنید ، نگید دکتر این گفت اونم گفت دکتر اصلی اون خداست بخدا با خلوص نیست ازش بخواهید نه نمیگه
آروز دارم همه مریضا شفا پیدا کنند بحق امام زمان هیچ بچه ای مریض نشه و اگرم مریضی دارین و داریم خدا به دستای مبارک آقا امام زمان دست شفا بکشه رو سرشون ، الهی آمین لطفاً برای حاجت دل منم صلوات بفرستین 🙏