دخترنوجونم خیلی دروغ میگه
مثلا به هرجوری شده یواشکی دور از چشم من پول جور میکنه پرنده میخوره حتی باخودش نمیگه من متوجه میشم بلاخره که بیاره خونه
چون یه بار دیگه هم پارسال یواشکی بچه پرنده خریده بود بالای کمدش قایم کرده بود من نبودم بیرون میاوردش تامن فهمیدم ودادیم رفت چون خودش خونه میناداره اون یکی بچمم مرغ عشق داره میگم دیگه بسته ولی با قایمکی بازی بازم اینکارارو میکنه بعدم که میگم چرا دروغ میگی میگه خب من دوست دارم بازم داشته باشم پرنده
خب بابا قرار نیست من چیزی رو منع میکنم یامیگم کافیه بدترکنه که
بعدم باعمه اش خیلی صمیمیه مثلا پول بهش قرض میده به من نمیگه بعدا میفهمم
روانی شدم به خدا دفعه چندمشه