خداروشکر میکنم هزار بار شوهرم از حرف من یه قدم کج برنمیداره
سر همین مادر شوهرم خیلی زورش میاد
به شوهرم گفتم برا خونه کاغذ دیواری سفارش بده گفت چشم
مادرشوهرش فهمیده همشون به حوری رفتار میکنن
درصورتی که خودم دیدم به دخترش گفت تا کابینت و کمد نزنی نمیزارم بری خونت (شوهرش گفته بود فعلا بودجه ندارممیخپاد عروسی بگیره)
سر همین کابینت های ما چنان چشم غره میرفت
منم واضح بهشون گفتم ببینید خداروشکر به خاطر حرفایی بقیه زنذگی خودمو تلخ نمیکنم
و فقط در آرامش به هدفم میرسم ..شوهرمم پشتمه
از همون روز باهام سرسنگینن
خوب بابا مگه چیه دلم میخواد برا خونمخرجکنم خودم کارمند شوهرم کارمند به شما چ