تو نی نی سایتم چون هیچ کس نیست باهام دردو دل کنه گفتم اینجا تاپیک بزنم تا شاید با حرفاتون دلم آروم
از خونه و خونوادم خسته شدم
جلو همه کوچیکم کردن
اگه کسی بهم توهین کرد به جای اینکه ازم دفاع کنن حق رو به اون میدادن
خونه ای که از نظر آدماش من بی عرضه ترینم
منو گوهم حساب نمیکنن
بابام میگه حاضرم شرط ببندم این دختره هیچی نمیشه
ولی پسرش آقا مهندس ایندس ایشااااااالااااا
مامانم بهم فوش نا. موسی میده بدترین چیزاااا که حتی فکرشم نمیکنین
یه مادر چرا نباید به بچش اعتماد داشته باشه اونم دخترش ؟
میاد لای کتابام هم میخونه. نشستم گوشی دستمه سرشومیکنه توگوشیم بعدش گوشی از دستم میکشه
من خیلی ضعیفم خیییلی طوری که داداشم به خودش اجازه اینکه با پا بزنه تو چشمم رو میده
هر فوشی دلش میخواد بهم میده
و کیه که حرف منو باور کنه؟! هیچ کس باور نمیکنه اینکارا رو باهام میکنه
وقتی به بابام میگم میگه نههههههه اصلاااا اینطور نی
حداقل همه ی ائمه به کنار تروخدا بزارین تو خلوت خودم بنالم. ولم نمیکنن همیشه باید براشون فرمون ببرم
خستههههه از هرچیز....