2789

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

چند شب پیش هم اینجوری شدم ولی مدتش کمتر بود خیلی ترسیدم تا دوساعت گریه کردم فقط

فک کردم دارم میمیرم

اما الان باز اونحوری شدم ولی طولانیتر بود و یچیزایی دیدم کمکم کنید خواهشاً

سلام عزیزم بختک و اینطور چیزارو بزار کنار اگه دوست داری بگو چه حالتی داشتی شاید بتونم کمکت کنم برا ...

دفه قبل تا چشامو بستم یه چیز خاکستری پراکنده دیدم اومد روم فوری انرژی بدنم رفت شل شدم کلا به سختی چشامو باز کردم ولی تا دو ساعت بیحال بودم

خیلی وحشتناکه چارش چیه شما چکار کردی

عزبزم کاریش نمیشه کرد فقط باید سعی نکنی داد بزنی یا حرف بزنی استرس نگیری میدونم خیلی چیزای ترسناکی دیدی وقتی این حالتی میشی چشماتو بسته نگه دار اصلا باز نکن  تمرکز کن نترس . سعی کن انگشت پات یا دست رو تکون چند بار اینکارو کن تا بیدار بشی

قدر مادر را فقط نوزادی میداند که اگر تنی عطر مادرش را ندهد آن را پس میزند گمانم تنها اوست که میداند هیچکس جز مادر ارزش معشوق بودن را ندارد 

من وقتی میخوابیدم یه ربع اول خواب درحالی ک خواب بودم چشام باز می‌شد و فقط توانایی حرکت در چشمام داشتم و نفس کشیدن کل بدنم قفل میشد صدای زنگ می‌پیچید تو گوشم گاهی وقتا ستون فقراتم درد میگرفت نمیتونستم داد بزنم خیلی بد بود مثل من میشدی؟


سلام عزیزم بختک و اینطور چیزارو بزار کنار اگه دوست داری بگو چه حالتی داشتی شاید بتونم کمکت کنم برا ...


این دفه انگار وارد خوابام شده بودم داشتم میگم عه اینجوریه بعد مرگ .. یجوری واقعی بود و ترسش آشنا بود انگار سالها اونجا رفتم و اومدم نمیدونم چجوری بگم برات انگار سوم شخص بودم ولی خواب نبود بعد یهو اونجوری شدم بدنم قفل شد یه کلماتی نامفهوم تو ذهنم تکرار شد به سختی تونستم خودمو نجات بدم چشامو باز کنم


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792