2821
2789
عنوان

خیانت...

162 بازدید | 6 پست

نمیدونم چرا ساعت دوازده به بعد دلم میخواد ازجاش دربیاد اینموقع ها...توی تاپیک قبلیمم نوشته بودم که تازه خبردارشدم بهم همه جور خیانتایی میکرده پشت سرم.... 

الان دارم به این فکر میکنم که واقعا من چی کم گذاشتم چه کار اشتباهی کردم کی اذیتش کردم دارم فکر میکنم من چی کم داشتم...مگه من زود زود حموم نمیرفتم..ادکلن نمیزدم...موهامو شونه نمیزدم...نمیبستم...مگه من ارایش نمیکردم...لباسهامو مرتب نمیپوشیدم...ناخونامو مرتب نمیکردم...مگه از لحاظ مالی توی فشارش گذاشتم چی ازش خواستم...اصلا یبار دهنمو باز کردم بگم فلان چیزو میخوام؟....من چکار کردم....اخه باید یه کاری میکردم دیگه چکار کردم که لایق این باشم....چم بود....زشت بودم....موهام بلند نبود....چشام ریز بود....دماغم بدبود....دهنم زشت بود....یا قدم خیلی کوتاه بود....من چه مشکلی داشتم که لایق این حس باشم😞 این فکرا از سرم بیرون نمیره....از خودم متنفرم که به بچم باحرص شیرمیدم رو بچه تاثیر میگذاره...ازخودم متنفرم که نمیتونم مثل یه مادر خوب فکرای خوب بکنم انقد غصه نخورم بیخیال باشم...من وظیفمه یه بچه ی درست تربیت کنم ولی نمیتونم گاهی فقط روی خودم وبچم تمرکز کنم....من خیلی ادم بدیم؟؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

تاپیکای منو بخون شاید از دردت کم شه

یه روز ممکنه دلیلی پیدا کنی که از خودت بپرسی تا چقدر میتونی درد تجربه کنی و بعد متوجه میشی که اصلا حدی وجود نداره. درد پایان‌ناپذیره. تنها افراد هستن که پایان پذیرن

هفته های اول فک میکنی اونی ک کم گذاشته خودت بودی،در خودت ریز میشی هزارتا سوال از خودت میپرسی ک هیچ کدوم ی جواب راست و درست نداره

بعد کم کم از خودت میای بیرون دردت کم نمیشه،فقط از فکوس روی خودت کم میشه،

میای بیرون و ب اون فکر میکنی ب تموم نبودنهاش ندیدنتهاش،ب لحظه هایی ک خستت کرد و تو از خستگی خودت گذشتی

فکر میکنی، فکر میکنی و بازم فکر میکنی

تموم اوک لحظه هایی ک خودتو بخلطرش نادیده گرفتی میاد جلوی چشمت

کم کم چمشت باز میشه

کم کم میبینی چقد خودتو نادیده میگرفتی چقد تورو نادیده میگرفته

روشن میشی

کم کم متوجه میشی ک از اولشم همینی بود ک الان هست

تو تلاشتو برای زندگی کردی تو خودتو گذاشتی وسط 

کم کم میفهمی تو تنهایی برای این زندگی جون میکندی بار عاطفی زندگی تنهایی رو دوش تو بوده کمکم متوجه میشی ک اون نیست ک بزندگی روح میداده این تو بودی ک شادیو همه جا پخش میکردی و اون ب این عادت کرده بوده

ب اینکه وایسه کنار تا تو حال زندگیو خوب کنی

در آخرم چون این همه حس لیاقتی ک بهش دادی اندازش نبوده عین ی بادکنک باد کرده و از کنارت رفته

اون تو توهم خودش گیره فعلن بهش کاری نداریم

بدون ک تو تموم تلاشتو کردی بیشتر از توانت بیشتر از هر کس دیگه ای ک میتونست دووم آوردی

اونی ک باخته تو نیستی اونه

اونی ک از دست داده تو نیستی اونه

اونی ک بی ارزش و بیلیاقته اونه

اونی ک سزاوار ترک شدنه اونه


یه روز ممکنه دلیلی پیدا کنی که از خودت بپرسی تا چقدر میتونی درد تجربه کنی و بعد متوجه میشی که اصلا حدی وجود نداره. درد پایان‌ناپذیره. تنها افراد هستن که پایان پذیرن

وقتی ب بچت شیر میدی یا بهت نیاز داره بخودت بگو قرار نیست اون حسیو ک اون لعنتی بمن داده من ب بچم ک تکیه ای از خودمه منتقل کنم اون نمیتونه موفق بشه من بخودم ظلم کنم 

خیانت چشمای آدمو باز میکنه تا ظلمایی ک بخودت کردیو ببینی 

از بچت متنفر نباش اون عضوی از بدنته و هیچ ارتباطی با اون مرد نداره،

فک کن خودتو در آغوش گرفتی این بچه همون کودکیِ خودته ک قراره تو براش مادری کنی خودتو یتیم نکن

کتاب دلشکستگی آلن دوباتن گوش بده از اپ castbox


یه روز ممکنه دلیلی پیدا کنی که از خودت بپرسی تا چقدر میتونی درد تجربه کنی و بعد متوجه میشی که اصلا حدی وجود نداره. درد پایان‌ناپذیره. تنها افراد هستن که پایان پذیرن
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز