2777
2789
عنوان

خستم.

365 بازدید | 103 پست

بچه ها خیلی حالم بده نمیدونم چرا ،امشب دیگه نخواستم تحمل کنم روزمو با قرص شروع کردم چندتای اول رو ک‌خوردم نمیدونم چرا بیخیال شدم هنوزم افطار نکردم و اشتها ندارم:) دارم میمیرم نمیدونم واقعا چی‌بگم یا اومدم اینجا اصلا چیکار

انگار همه ی فکر و خیال ها توی یک چشم به هم زدن جمع بشن درون جسم واحدی که ازش هیچ راه فراری نیست‌.

خدا هواتو داره 

توام مواظب خودت باش 

یه چیزی بخور حالا 

بخوری یا نخوری خودت اذیت میشی...معده ات ناراحت میشه...

خودتو اذیت نکن

من در تمام عمر اینگونه سفر کردم "گیلان به سمت مشهد وگیلان به سمت قم"

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

چرا خسته ای و ناامید؟ امشب شب از ناامیدی در اومدنه....هنوزم وقت داری

 من هرروز دارم دعا میکنم و تلاش میکنم ادم خوبی باشم..‌.ولی امشب نمیدونم چرا حتی حال دعا کردن هم ندارم

انگار همه ی فکر و خیال ها توی یک چشم به هم زدن جمع بشن درون جسم واحدی که ازش هیچ راه فراری نیست‌.
خدا هواتو داره  توام مواظب خودت باش  یه چیزی بخور حالا  بخوری یا نخوری خودت اذیت م ...

چیزی درست نمی شه حالم خوب نمی شه فقط داره بدتر میشه، اشتها ندارم از معدم تا گلوم میسوزه

انگار همه ی فکر و خیال ها توی یک چشم به هم زدن جمع بشن درون جسم واحدی که ازش هیچ راه فراری نیست‌.
 من هرروز دارم دعا میکنم و تلاش میکنم ادم خوبی باشم..‌.ولی امشب نمیدونم چرا حتی حال دعا کردن هم ...

چقدر خوب 

خدا تلاشتو میبینه 

مزد تلاشت حال خوبته 

دیر یا زود میاد سراغت

من در تمام عمر اینگونه سفر کردم "گیلان به سمت مشهد وگیلان به سمت قم"
چیزی درست نمی شه حالم خوب نمی شه فقط داره بدتر میشه، اشتها ندارم از معدم تا گلوم میسوزه

یه مقدار اب ولرم بخور 

راه گت باز شه 

بابت قرص وردن با معده ی خالیت بدنت داره اذیت میشه...

پاشو یکم آب گرم بخور 

اگر دوس داری حالت بهتر شه

من در تمام عمر اینگونه سفر کردم "گیلان به سمت مشهد وگیلان به سمت قم"
چقدر خوب  خدا تلاشتو میبینه  مزد تلاشت حال خوبته  دیر یا زود میاد سراغت

قبلا فقط فکر خود کشی بود نمیدونستم انقد بهش نزدیک میشم :)

انگار همه ی فکر و خیال ها توی یک چشم به هم زدن جمع بشن درون جسم واحدی که ازش هیچ راه فراری نیست‌.
چیزی درست نمی شه حالم خوب نمی شه فقط داره بدتر میشه، اشتها ندارم از معدم تا گلوم میسوزه

شاید شد 

مگه از فردا و فرداها خبر داری؟

من در تمام عمر اینگونه سفر کردم "گیلان به سمت مشهد وگیلان به سمت قم"
یه مقدار اب ولرم بخور  راه گت باز شه  بابت قرص وردن با معده ی خالیت بدنت داره اذیت میشه. ...

خوردم فایده نداشت 

انگار همه ی فکر و خیال ها توی یک چشم به هم زدن جمع بشن درون جسم واحدی که ازش هیچ راه فراری نیست‌.
قبلا فقط فکر خود کشی بود نمیدونستم انقد بهش نزدیک میشم :)

خودکشی فقط جسمت رو ازت میگیره 

و با این کار به خدا ثابت میکنی 

امیدتو بهش از دست دادی...

من در تمام عمر اینگونه سفر کردم "گیلان به سمت مشهد وگیلان به سمت قم"
شاید شد  مگه از فردا و فرداها خبر داری؟

مگه آدم میتونه خودش رو ول کنه بره؟ چجوری میشه از دست خودم‌ راحتشم؟

انگار همه ی فکر و خیال ها توی یک چشم به هم زدن جمع بشن درون جسم واحدی که ازش هیچ راه فراری نیست‌.
خودکشی فقط جسمت رو ازت میگیره  و با این کار به خدا ثابت میکنی  امیدتو بهش از دست دادی...

فقط ادامه دادن خیلی سخته ، نمی تونم تمومش کنم ولی واقعا دیگه کشش ندارم 

انگار همه ی فکر و خیال ها توی یک چشم به هم زدن جمع بشن درون جسم واحدی که ازش هیچ راه فراری نیست‌.
چرا امشب نرفتی جایی؟ خیلی حالت بهتر میشه اگر توی مراسم ها شرکت کنی...

از دیروز ساعت چهار بیدار بودم تا ساعت هشت امشب دانشگاه بودم خسته بودم از خستگی نمیتونستم بخوابم، ی بحث بیخودی شد بهمم ریخت گرفتم خوابیدم تا یکم‌پیش...مامانم اینا خودشون رفتن

انگار همه ی فکر و خیال ها توی یک چشم به هم زدن جمع بشن درون جسم واحدی که ازش هیچ راه فراری نیست‌.
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792