2777
2789
عنوان

خاطرات بد مدرسه دهه شصتی هه

| مشاهده متن کامل بحث + 1452 بازدید | 63 پست

اون زمان همه فکرمیکردن معلما کارشون سخته معلما ولی کتک میزدن حالا همه جور توهینی به معلمایی که واقعا شرایط سختی دارن میکنیم.ای روزگار تعادل نیست تو این مملکت😂

ندیدم که قویی به صحرا بمیرد

کم پیش میاد که فحش بدم ولی اینجور معلما فقط خوبه بر*نی رو سر و صورتشون😒

من دهه شصتی نیستم ولی کلاس سوم بودم که معلمه اواخر کارش بود بعد یادمه اینم سر کتاب و دفتر نیوردن خیلیی حساس بود ، یه بار یه دختری رو جلو مدیر اینقدرررر میزد ، میگفت برو زنگ بزن خونتون کتابتو بیارن دختره گریه میکرد میگفت نه خانم تروخدا نه🥺

کاربری دست دو نفره ...میشه واسه حاجتم یه صلوات بفرستی 🙏

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

این روانی بچه ها را مینداخت کف کلاس...با مشت ولگد به جونشون می افتاد

جالبه که خانواده ها هم اعتراضی نمیکردن .یا شایدم ما می ترسیدیم به خانواده بگیم .فکر میکردیم معلم پیامبر بر حقه.هرکاری بکنه درسته.

الهی عزیزم 🥺🥺 منم یه بار دفترم جا مونده بود  با مستخدم مدرسه منو فرستاد که دفترم بیارم 😑😤 ...

پادشاه؟

شاید شما اینطور نباشی ولی ما دبیر هایی داریم ک از وقت کلاسش میذاره فقط مارو تحقیر میکنه ...جوریه که اخر سانس مدرسه ما یه افسرده به تمام معناییم

دارم با افسردگی مبارزه میکنم ؛ میشه اذیتم نکنید ؟ با منی که همه دنیام زیر دومتر خاکِ صحبت انگیزشی نکن .

خدا ازشون نگذره منم یادمه دوم راهنمایی بودم زنگ تفریح از سرما بیرون نمی رفتیم اونموقع شهرستان بودیم، من فقط برای دستشویی رفتم بیرون فقط یک دقیقه بعد از زنگ رفتم کلاس دستهامم با اب سرد شسته بودم داشتم یخ میزدم بعد ناظممون با خط کش محکم زد رو دستم چنان دستم از درد تیر کشید الان هم یادم میوفته دردم میگیره 😭😭

خداجونم یه چیزی ازت می خوام نه نگی ها ،میشه من دیر بمیرم ؟! اخه نمی خوام بچه ام هم مثل خودم بی مادر بزرگ بشه ،تو که بی مادری نکشیدی ببینی چه دردیه 😔😔
الهی عزیزم 🥺🥺 منم یه بار دفترم جا مونده بود  با مستخدم مدرسه منو فرستاد که دفترم بیارم 😑😤 ...

ما دهه شصتی ها از پدر ومادر ومعلم کتک خوردیم..بچه های الان تازه ماراهم میزنن

کنیز فاطمه ام....یه صلوات واسه خوب شدن حال همه مریض ها..من حقیر هم دعا کنید.لایک کنیدم صلوات را واسه سلامتی جگر گوشه هاتون میفرستم.الهم صلی علی محمد وآل محمد

خدا ازشون نگذره منم یادمه دوم راهنمایی بودم زنگ تفریح از سرما بیرون نمی رفتیم اونموقع شهرستان بودیم، ...

مدیر ما مجبور میکرد بچه ها دستشون را بکنن تو برف وبعد خط کش چوبی میزد ..بیخود نیست حقوقشون برکت نداره

کنیز فاطمه ام....یه صلوات واسه خوب شدن حال همه مریض ها..من حقیر هم دعا کنید.لایک کنیدم صلوات را واسه سلامتی جگر گوشه هاتون میفرستم.الهم صلی علی محمد وآل محمد

ما چون معلم کلاس بالایی مون مریض شده بود دوتا کلاس باهم بودیم بعد یه روز قرار بود جشن بگیرن گفتن فردا همه باید یه چی بیارن وگرنه نباید بیان تو جشن منم فراموشکار صبح که نزدیک مدرسه رسیدم یادم اومد بچه بودم نه عقلم رسید برم مغازه نسیه کنم نه اینکه از دوستام پول قرض بگیرم اونام کوتاهی نکردن منو از کلاس انداختن بیرون😔بعد معلما اومدن گفتن برید بیاریدش نمیدونین اون چند دقیقه ای که توی کلاس تنها بودم(کلاس اولی  ها نیومده بودن من رفته بودم اونجا) چه به من گذشته کز کرده روی یه نیمکت بودم دوستم اومد دنبالم هی

عزیزانی که قصد دارن باردار بشن تاپیک منو در مورد بچه دارشدن بخونید لطفا همون که نوشتم یه چز خیلی مهم اونو بخونید تا میتونید عمل کنی. بهش ان شاءالله خدا بهتون فرزندانی سالم و صالح ببخشه 

من دهه هفتادیم 

کلاس دوم ابتدایی بودم قمقمه آب نداشت همشو خورده بودم زنگ سوم بود معلم گفت آبداری  میخواستم بگم آبش تمام شده 

نشنید منم که کوچک بودم و خجالتی دیگه نمی‌توانستم بلند بگم قمقمه ام آب نداره 

معلم آمد قمقمه ام برداشت که آب بخوره دید قمقمه آب نداره 

قمقمه پرتاب کرد به سمتم 

یک کتکی هم به من زد که منو مسخره میکنی قمقمه خالی به من میدی

چقدر به خاطر این معلما شب ها با ترس و استرس می‌خوابیدم با خدا لکنت گرفتم 

الان که پسرم با خیال راحت می‌ره مدرسه 

و با معلمشون دوست هستن خیلی هم خوشحال میشم و هم حسودی 

که چرا بچگی ما اینجوری گذشت 

  نه من آنم که تو دانی نه تو آنی که من دانم  
همچین موردی نداشتم.  اصلا مدیر اجازه نمی‌داد از مدرسه خارج بشیم

باز  مدیر شما عاقل بود....معلم بی شرف من نگفت اگه سر ظهر منو یکی میدزدید یه بلایی سرم می اورد چه غلطی میخاست بکنه

کنیز فاطمه ام....یه صلوات واسه خوب شدن حال همه مریض ها..من حقیر هم دعا کنید.لایک کنیدم صلوات را واسه سلامتی جگر گوشه هاتون میفرستم.الهم صلی علی محمد وآل محمد

عزیزم 😔

یه محیط سمی با یه مشت ادم عقده ای...طرف قشنگ میاد به ما میگه شما ی مشت ه.رزه بی خانواده این:))))


دارم با افسردگی مبارزه میکنم ؛ میشه اذیتم نکنید ؟ با منی که همه دنیام زیر دومتر خاکِ صحبت انگیزشی نکن .
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  13 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  12 ساعت پیش