2777
2789
عنوان

دو نوجوان ؛ دو بختِ پریشان🌾

316 بازدید | 0 پست

او را در آغوش خود کشانده ام.

محکم بغلش کرده ام و تمام احساساتم را در آغوشم به او هدیه میدهم.

باهم دیگر تفاوت های زیادی داریم اما قلب هایمان به هم پیوند خورده است.

دوستش دارم، دوستم دارد.

باهم قدم میزنیم، خیلی وقت ها حرفی برای گفتن به همدیگر نداریم ولی سکوت بینمان را دوست دارم.

در کتابی خوانده بودم :

اگر در کنار هم بودید و آرامش داشتید و سکوت هم دیگر را تحمل میکردید بدانید شما برای یکدیگر ساخته شده اید . عشقشان باور پذیر بود، هر دو ی آن ها مبتلا به یکدیگر بودند .

نمیدانم کجای کار اشتباه بود که باید یکی از آن ها را از دست میدادیم، زیبا بودند در کمال بیماری ؛

مرگ را توانستیم لمس کنیم در کنار ان ها .

از زیباییشان هر چه بگیم کم گفته ام؛ مگر میشود انقدر زیبا باشند ؟

دو نوجوان بودند اما دو بخت پریشان ،

بختشان پریشان بود ولی روحشان در زیباترین حالت ممکنش قرار گرفته بود . در تاریک ترین نقطه زندگی‌شان یکدیگر را پیدا کردند ؛

در زندگیتان به دنبال عشق آن دو بگردید:)

منجمد های بیرون اومده از سردخونه ذهنِ ما
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792