دیشب رفتیم افسریه کلی خرید کردیم و خوش بودیم ساعت ۱۲ اومدیم سوار ماشین شدیم همسرمم خم شد تو ماشین که بچه رو بزاره تو ماشین دزد اومد از پشت گردنبندش رو کند برد
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
شده تنهاترین بشی؟بیشترین فشارو همه بیارن رو تو؟ حالت جوری بشه که انگار همه حالتو میفهمن ولی براشون مهم نیست؟ یا حس میکنی فقط تو یه چیزیایی رو میفهمی یا یه چیزایی برات مهم هس که بقیه نیست و نمیفهمن؟ تبریک میکنم تو دوست منی❤