کار به این خانواده ندارماااا
ما تو یه خونه دوطبقه بودیم.من و صاحبخونه.خواستن خونه نما کنن.شوهرم نبود.زن و مرد صاحبخونه اومدن و کولر آبی کلا از تراس بردن.برا اینکه سبک باشه موتورم باز کردن و گذشت از مهرماه شد اردیبهشت
اردیبهشت گفتیمکولر نصب کنید و کولر رو پشت بامآوردن و ای وای موتور نداره و هرچی منمیگم موتور خودتون بردید.زن و شوهر میگن نه.منمکه شوهرمنبود و شاهدی نداشنم
دیگه زن داد میزد مگه ما احمقیم موتور باز کنیم.حتما دزدیدی.و کار به ۱۱۰کشید
اینا یه تبار داشتن تو پارکینگ و ۱۱۰ و همه همسایه ها ریخته بودن و منم یک کلام که خودم دیدم موتور گذاشتن تو انبار.شوهرمم میگفت زنمن اشتباه نمیکنه.دیکه انبار ریختن.بماندد چقدر وسیله بود.خدا شاهد لحظه آخر زیر ات و اشغال موتور دراومد.فک کن شوهرم گرفته بود تو دستش میرقصید میگفت ما احمقیم.موتور باز نکردیم.تیاوردیم پایین
ما که تو ۱۰روز زودتر موعد خونه تخلیه کردیم.اما من همیشه سپردمشون به خدا