پریروز یه بحثی داشتم که شدید بود و اعصابمو بهم ریخت ازون شرایط فرار کردم اومدم خونه خیلی احساس خستگی میکردم ولی خوابم نبرد. یکسره به اون دعوا رو تو ذهنم فکر میکردم و گریه میکردم بشدت تهوع داشتم تا دوروز خوابم نبرد همون شب نصفه شب یه حالی شدم دست چپم درد گرف نفسم بالا نمی اومد تهوع داشتم گردنم خشک شده بود انگار جونم میخاست در بیاد هیچی صبحش تا الان دست چپم از پشت شونه تا نوک انگشتام درد میکنه و دستم شل شده . این ینی حمله قلبی شدم؟