شوهرم بعد یه دعوای بزرگ بچه های طفل معصوم و گرسنه و بدون کاپشن تو این سرما برده بیرون بچم همش گریه میکرد نمیرفت چند شب همش تو ماشین نگهشون داشته گرسنه تو این سرما دلم کبابه روزه بودم حتی نمیتونم یه لقمه بخورم اشکام بند نمیاد اصلا ارامش ندارم نمیتونم بخوابم حالم خیلی بده
تو رو جون عزیزتون قسم برای نرم شدن دلش یه ایه الکرسی بخونین بچه هامو بیاره خونه شما دلاتون پاکه حتما خدا به حرفتون گوش میده 😔