2821
2789

بز

زندگی به حماقت سابق ادامه دارد .نه امیدی است نه آرزویی و نه آینده و گذشته ای .چهار ستون بدن را به کثیف ترین  طرزی میچرخانیم و شبها به وسیله دود و دم و الکل به خاکش می سپریم و با نهایت  تعجب میبینیم که باز فردا سر از قبر بیرون آورده ایم . مسخره بازی ادامه دارد .

بذار

تقریبا چهارسال ایران تحت تحریم شدید دارویی قرار داشت احتمالا کسایی که بیماری خاص دارن سختی های اون زمان رو یادشونه ولی بالاخره ایران با وجود تحریم های همه جانبه تونست کارخونه ی دارو بزنه و مشکلات دارویی تا حدود زیادی از جمله مشکل نبود انسولین برطرف شد یعنی منی که باید هفته ها شهر به شهر و داروخونه به داروخونه میگشتم بلکه دو قلم انسولین بگیریم میتونستم شونزده قلم انسولین بدون هیچ محدودیتی دریافت کنم داروهای تولید داخل کیفیتی برابر با نسخه های آمریکایی و قیمتی بسیار مناسب تر داشت به هرحال پنج سال گذشت تا اینکه یه عده احمق خوش بخت بی دغدغه برای ایران التماس جنگ کردن و کارخونه ی تولید دارو که حالا رقیب شرکتای خارجی شده بود بمبارون شد چون دیگه نمیتونستن ایران رو بابت کمبود دارو تحت فشار قرار بدن در این اتفاق نه آمریکا مقصره نه اسرائیل مقصر صد در صد شمایی هستی که التماس جنگ کردی شایدم خدا مقصره که انقد تورو خوش بخت کرده که دغدغه و ترس کمبود دارو نداری بنابراین روزی ۴وعده همزمان با تزریق انسولین از خدا طلب همین بیماری رو برای تک تکتون دارم((انشالله))

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من نویسندگیم  خیلی خوبه مدرسه ک میرفتم‌وقتی نوبت من میشد همه ساکت میشدن😁😁

زندگی به حماقت سابق ادامه دارد .نه امیدی است نه آرزویی و نه آینده و گذشته ای .چهار ستون بدن را به کثیف ترین  طرزی میچرخانیم و شبها به وسیله دود و دم و الکل به خاکش می سپریم و با نهایت  تعجب میبینیم که باز فردا سر از قبر بیرون آورده ایم . مسخره بازی ادامه دارد .

بز بز بز بز

زندگی به حماقت سابق ادامه دارد .نه امیدی است نه آرزویی و نه آینده و گذشته ای .چهار ستون بدن را به کثیف ترین  طرزی میچرخانیم و شبها به وسیله دود و دم و الکل به خاکش می سپریم و با نهایت  تعجب میبینیم که باز فردا سر از قبر بیرون آورده ایم . مسخره بازی ادامه دارد .
چرا نمیشه عکس بفرستم!!😐

نتت ضعیفه

زندگی به حماقت سابق ادامه دارد .نه امیدی است نه آرزویی و نه آینده و گذشته ای .چهار ستون بدن را به کثیف ترین  طرزی میچرخانیم و شبها به وسیله دود و دم و الکل به خاکش می سپریم و با نهایت  تعجب میبینیم که باز فردا سر از قبر بیرون آورده ایم . مسخره بازی ادامه دارد .
بز بز بز بز


نوادگانی از جنگل هستم عضو خانواده ای بزرگ که موجودات بی شماری با وجود ما زنده هستند و زندگی می کنند.

۱۰ سال بیش نداشتم که اقوام و دوستانم را از دست دادم و هرچه سالها می گذشت به سمت آینده پیش می رفتیم تعداد من کم و کمتر می شد از دست دادن اعضای بدن بسیار دردناک است ولی محزون تر از هر چیزی از دست دادن کسانی است که به آنها علاقه مند و وابسته ای . جوانی ام را به یاد می آورم که خوش رو بودن و قد و بالای زیبایی داشتم، شاد بودم  با آهنگی که باد می وزید می رفتم برگ هایم به این سو و آن سو می رفتند و ریشه های تنومندی داشتم و استوار بودم.

الان چند سال دارم و بسیار ناتوانم انواع بیماری ها دارند که آنها را به انسان انتقال می دهم و باعث نداشتن هوای ناسالم آنها می شوم از بیماری هم اندازه نیستند چون همه اینها عوارضی هستند که خودشان پدید آوردند هیچ پشیمانی ندارم و همچنان به خانوادم پشت کرده اند استفاده سودجویانه می کنند

آنها همان کسانی که در دوران طفولیت ام دوستان اقوامم را از من گرفتند، آنها همان کسانی که بر جسمم خنجر می‌کشیدند و یادگاری می‌نوشتند ؛ آری اینگونه است از قاضی به من این حکم را آنها را تنبیه می کند و خشم را بر آنان خالی کنم . 

بله این است قانون طبیعت و پشت کردن به آفریده های طبیعی که خدا خالق آنهاست.

باید انشا ی ذهنی تخیلی بنویسیم از زبون یه چیز دیگه

من موضوع های غنچه ، درخت ، رعد و برق ، جنگل ، شب و اینجور چیزا مد نظرمه ولی نمی دونم چجوری باید بنویسم 😭😭😭😭😭😭 میشه کمکم کنی که حداقل تو کلاس یه انشا خوب تحویل بدم 🙏🙏🙏🙏🙏🙏😭😭😭

کوتاه بود ی کم . باید بهتر شروعش میکردی و شنونده رو اماده میکردی . ب بند سه ک میرسی خودتو معرفی کن ک درختی ک انشات از ابهام در بیاد . چون درخت چیز شاعرانه ایه  سعی کن بیشتر احساسی بنویسیش تا با تحکم و تهدید . نتیجه گیریو جوری بنویس و تمومش کن ک شنونده انتظار تموم شدن انشاتو داشته باشه ن یهویی تو اوج سقوط کنه . ی بند شعر توش جا بده . بیشتر در مورد خالقت با عشق صحبت کن . کلمه نوادگانی از جنگل ب نظرم ی جاش میلنگه  ب نظرم عوضش کن  . تو انشات تمام درختان این حرف هارو رو ب شنونده گفتن ب نظرم اگه از زبون ی درخت حرف بزنی باحال تر باشه  یعنی داستانیش کن از ی درخت ک تو پارکه صبح با صدای  بچه های مدرسه ای خمیازه کنان بیدار میشه و برای بار چندم ارزو میکنه کاش تو ارامش جنگل میتونست ب خوابش ادامه بده . بگو یهو ی درد حس کردم تو تنم عه ی پسر بچه داره ب چوبای خوشگلم خراش میندازه و اینا اینجوری بگی بیشتر جذب میشن .  حالا تو ادبیشو بنویس 

زندگی به حماقت سابق ادامه دارد .نه امیدی است نه آرزویی و نه آینده و گذشته ای .چهار ستون بدن را به کثیف ترین  طرزی میچرخانیم و شبها به وسیله دود و دم و الکل به خاکش می سپریم و با نهایت  تعجب میبینیم که باز فردا سر از قبر بیرون آورده ایم . مسخره بازی ادامه دارد .

چشممو عمل کردم زیاد نمیتونم فشار بیارم روش بخوام بنویسم وگرنه ی انشا خودم برات مینوشتم میفرستادم برات حال کنی 

زندگی به حماقت سابق ادامه دارد .نه امیدی است نه آرزویی و نه آینده و گذشته ای .چهار ستون بدن را به کثیف ترین  طرزی میچرخانیم و شبها به وسیله دود و دم و الکل به خاکش می سپریم و با نهایت  تعجب میبینیم که باز فردا سر از قبر بیرون آورده ایم . مسخره بازی ادامه دارد .

بعد مثلا با چاقو رو تنم ی شعر نوشتم سعی کردم بخونمش وای چ خطشم بده  بعد ی شعر  خیلی ادبی نوشته مثلا بعد درخته ک تو باشی میگی  مغز تو کلش نیست ی چیز عارفانه رو با بیرحمی تو تنم هک کرده 

زندگی به حماقت سابق ادامه دارد .نه امیدی است نه آرزویی و نه آینده و گذشته ای .چهار ستون بدن را به کثیف ترین  طرزی میچرخانیم و شبها به وسیله دود و دم و الکل به خاکش می سپریم و با نهایت  تعجب میبینیم که باز فردا سر از قبر بیرون آورده ایم . مسخره بازی ادامه دارد .
کوتاه بود ی کم . باید بهتر شروعش میکردی و شنونده رو اماده میکردی . ب بند سه ک میرسی خودتو معرفی کن ک ...

پس حداقل اون جا هایی که خوب نیست رو درست کن 🙏🙏🙏🙏🙏🙏😭😭

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز