سلام بچه ها. همسرم خانوادش خیلی پولداران پنج تا خونه دارن و... اما طبع گدایی دارن مثلا برای من یه ریال خرج نکردن حتی عروسی نگرفتن. مادرش که راحت بود هیچی خرج نکرد خدا ازش نگذره. شوهرم گیر داد برم سر کار. سرکار میرم اما باید خونه مامانم باشم همش چون بچمو نگه میدارن پول مهد نمیده. پول نمیداد من قبل از سرکار برم آرایشگاه. پول نمیداد لباس بخرم میوه خونه نمیخرید به منو بچم نمیرسید من از بابام پول میگرفتم میرفتیم مسافرت حتی روز زن هم برام چیزی نگرفت هیچ وقت. کلا برای من میمیره یه ریال خرج کنه. مثلا دویست تومن یه ماه خرج کنه تو ذهنش هست میگه دویست تومن بهت دادم دیگه پول ندارم. برای این رفتم سر کار. اوایلش خیلی خوب بود بچه رو آروم میکرو که بخوابم و.... الان گفتم چرا نذاشتی بخوابم دارم میمیرم منو جلوی مامانم زد. چیکار کنم. حالم از این زندگی بهم میخوره
میای بدبختی هات رو به اشتراک میزاری و درد دل میکنی به وقت شادی هم به اشتراک بذار تو شادی هات هم سهیم بشیم یا میترسی چشم بخوری ؟😊 اگه همچین فکری میکنی از دردات هم نگو تحمل این حجم از انرژی منفی رو ندارم😊😊😐
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
آرزو دارم بریم مثلا رفاه بگه هر چی لازم داری بخر. هیچ وقت نمیبره برای اینکه خرجش کم شه منتظره از فروشگاه کوروش تخفیف بدن بره دو تا جنس سفارش بده بیاد دم در. آنقدر خسیسه. ازدواج کرده بودیم اوایلش تو زمستون بود میگفت پول ندارم یا بخاری بخریم یا تلویزیون. تلویزیون خرید من یخ میزدم خونه مادرش میومد خونمون هر روز میگفت اجاق گازتو روشن کرد هوا بگیره خونت نمیرفت یه بخاری بخرا
تا حالا نگفتم طلاق ب هیچ کاربری چون دلم نمیومد ولی الان میبینم داری زجر میکشی نمیتونم نگم چیز ...
طلاق بگیرم میترسم درست نشه زندگیم. همه مسئولیتهای زندگی با منه این اصللاااااا هیچ کاری برای منو بچم نکرد میگم بچه گناه داره کلاس بنویسمش موسیقی میگه نه پول ندارم میگم بنویسمش زبان میگه نه. ببرش شهربازی پول ندارم آخر از بابام میگیرم ببرم بچه رو شهربازی. هیچ مسافرتی نبوده که ما رو ببره با پولش همش همه خرجا رو من میدادم. خانوادش بهم احترام نذاشتن الان خوب شدن چون میرم سرکار. مادرش میگه خوبه میری سرکار پول میریزی به حساب پسرم.
تا حالا نگفتم طلاق ب هیچ کاربری چون دلم نمیومد ولی الان میبینم داری زجر میکشی نمیتونم نگم چیز ...
باورت میشه من الان هفت ساله ازدواج کردم هیچ روز خوشی ندیدم هیچ وقت از ته دل خوشحال نشدم اما تا دلت بخواد دلم شکست از ته دل گریه کردم وقتی خیانت دیدم و................