تجاوز دوران کودکیمو به یادم میاره
میگه تو دست خورده ای
درحالی که من اون موقع اصلا نمیدونستم رابطه چیه
فقط بهش گفتم تا آروم شم چون نمیتونستم باهاش زندگی کنم
بعد میگف بهم قیافت خیلی زشته منم هر فحشی بهش دادم اونم به من
گفتم مگه کور بودی اولش
الآنم زبونم درازه گفتم اولش همه چیو بهت گفتم میخواستی منو نمیگرفتی
من تقصیری نداشتم فقط یکی تو گذشته اومده روحمو عذاب داده رفته حالا هم که الان ۱۵ سال گذشته خوب نمیشم
خوب شده بودم کمی ولی شوهرم یا آوردی میکنه برام اینجوری نبودا نمیدونم چش شده
منم نفرینش کردم
که یکم آروم شم و حالش جا بیاد که خدا هست
الآنم پیام میده
که تو قلبمی نمیتونم بدونت زندگی کنم از این حرفا میگه عصبانیم کردی منم میگم بهش دیگه دوست ندارم
آخه دیشب ازم پول خواست بهش ندادم چون تنها پولم دو تومن بود ازم خواست بهش ندادم گفتم نیاز دارم اینطوری کرد