من روزای فرد ساعت ۴ کلاس رنگ روغن میرم. چند وقت پیشا میخواستم برم کلاس ، بابام گفت منو سر ساعت ۳:۵۵ بیدار کن بریم. من حواسم نبود ۳:۵۵ بیدارش کنم ۴ بیدارش کردم. تا رسیدیم شد ۴ و دو دقیقه (۲ دقیقه دیر کردم) . دیدیم آتش نشانی جلو برجه و .. پرسیدم چی شده ، گفت آسانسور دو دقیقه پیش سقوط کرد ، ترمز اضطراریشم نگرفت . من چنان شوکی بهم وارد شد که پاهام لرزید و تعادلمو از دست دادم. واسه همین ۸ طبقه رو با پله رفتم ( بگم که من فوبیای جاهای تنگ و تاریک دارم ، مخصوصا اگه قدیمی باشن و توی ارتفاع.) توی راه پله بهم حمله عصبی دست داده بود ، یعنی اگه به حرف بابام گوش می کردم و سر وقت بیدارش می کردم الان جفتمون مرده بودیم ؟ الانم اصلا حال روحی خوبی ندارم ، همین الانشم با به یاد آوردن اون روز دستام داره می لرزه و حالت تهوع گرفتم و احساس بیقراری شدید بهم دست داده
تو رو خدا بگین چجوری آروم شم