همیشه یه خشم و جبهه گیری نسبت به مردا داشتم و دارم فک میکنم مردا زور گو و سواستفاده چی ان از همه نظر
اینجوری بگم که نفرت من از مردای غریبه در حدی که اگر تو مترو یا اتوبوس اتفاقی بهم برخورد کنن یا حتی دستشون به دستم بخوره شدیدا برخورد میکنم ولی بعدا پشیمون میشم یا هر پسری که پیشنهاد دوستی داده ازش فاصله گرفتم یعنی فقط تا زمانی باهاشون دوست میمونم که یه دوستی معمولی باشه درباره خانوادم به این شدت نیستم مثلا اگر بابام باهام مخالفت کنه زود جبهه میگیرم اما وقتی کوتاه میاد عذاب وجدان میگیرم و کاری که ازم خواسته بود رو انجام میدم و حتی بغلش میکنم بوسش میکنم موهاشو نوازش میکنم و یه جوری از دلش درمیارم اما وای به روزی که کوتاه نیاد همش میخوام باهاش بجنگم متاسفانه الان سره یه موضوعی بابام داره مخالفت میکنه بهش کاملا حق میدم اما اینجا به خودمم حق میدم و میدونم کارم مشکلی بوجود نمیاره ولی باید با آرامش براش توضیح بدم و قانعش کنم اما نمیتونم خشمم اجازه نمیده از طرفی نمیخوام اذیتش کنم باعث شدم مدام تو اضطراب باشه 😔چطور باید این خشم رو ازبین ببرم اینم بگم پدرم تاحالا نه سرم داد زده نه دست روم بلند کرده نه زور گفته اما من به طوره کلی از مردا خشم دارم و فک میکنم برای رفتاره بهتر با بابام باید این خشم رو ازبین ببرم ممنون میشم راهکار بدین دوستای خوبم و ممنونم قضاوتم نمیکنید❤️