راه،بی،نهایت برو ای سِپَر زِ پیشم؛ که به جان رسید پیکان!بگذار تا ببینم که که میزند به تیرم...سعدی# از شدّتِ زیبایی این شعر؛ اشک تو چشام جمع میشه💛 برو به پست
راه،بی،نهایت روی به خاک مینهم؛ گر تو هلاک میکنی؛دست به بند میدهم؛ گر تو اسیر میبری...!سعدی# برو به پست
راه،بی،نهایت گر پند میخواهی بده وَر بند میخواهی بِنه!دیوانه سَر خواهد نهاد؛ آن گه نهد از سَر هوس...سعدی# برو به پست
راه،بی،نهایت فراقِ یار که دانَد که تا سحر چَند است؟!مگر آن کس که به زندانِ عشق؛ دربند است...!سعدی# برو به پست