2777
2789
عنوان

همسایه احمق زبون نفهم

| مشاهده متن کامل بحث + 2511 بازدید | 71 پست

ما یه همسایه پارتی کن داریم


هر پنجشنبه جمعه مهمونی دارن به حدی که اولش فکر میکردیم اینجا رو اجاره میده برا مهمونیا


تا دهنه تو پارکینگ ماشین میارن

بعد نیگه معرفت داشتهرباشید یه شبه تو هفته بیرون جا نیست پارک کنن

خدا شاهده من یه بار میخواستم بیرون چهار  تا ماشین جا به جا کردن تا دربیام


بقیه روزای هفته هم  باندشون تا ته زیاده و لوسترا بندری میرن


تازه ما چیزی نمیگیم به جز پارکینگ چون چند طبقه بینمون فاصلست بقیه خیلی شاکین پلیس میاد دم در میگه توافق کتید میره

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

زنگ بزن پلیس بیاد

چند بار زنگ بزنی اخرش میان

یا خودتون برید کلانتری مامور بیارید

صورت جلسه کنن...

زندگی من سالهای سال درگیر بدبیاری و مشکلات متعدد و ..بود.تلاشم زیاد بود و جوابم کم..دست به طلا میزدم خاک میشد..یه شب از ته دل، از اون ته ، ته از خدا خواستم فقط بهم نشون بده چرا؟ و نشون داد....نذرهای ادا نشده..یه دفتری برداشتم تمام نذرهایی که ادا نکرده بودم رو نوشتم ، به ازای نذرهایی هم که فراموش کرده بود یه ختم ۱۲۴,۰۰۰ صلوات برداشتم و شروع کردم به ادای نذرهام..دونه به دونه رو ادا کردم. سخت بود، زیاد بود، اما اداش کردم..خدا رو شاهد میگیرم که ورق زندگیم برگشت..نمیگم یه شبه پولدار شدم و به عرش رسیدم و ...اما مشکلاتم نصف شد، بدبیاری هام تموم شد و جواب زحماتم رو گرفتم..الان اگر نذری کنم همون لحظه یاداشت میکنم و از همون لحظه شروع میکنم به ادا کردنش..نمازام سر وقته و تاثیرش رو تو زندگیم تو هر ثانیه دارم میبینم...این تجریه زندگی منه..بزرگترین تجربه..داستان کاملش تو تاپیکام هست..

همسایه ما رو چی میگی پس؟

هرروز میومد در خونمونو میزد ک بیاد خونمون با سه تا بچه هاش

بچه هاشم اینقدرررر بی تربیت و بددهن هستن و فحش های بدی میدن ک دلم نمیخواد یه لحظه با دخترم حرف برنن حتی

به شدددت هم پولدارن ولی شعور صفررر

اخرش یه روز ک بعد ناهار بود با دخترم و همسرم خواب بودیم اومد ایفونو زد دیدم خوده انترشه

رگ سلیطگیم باد کرد رفتم جلو در گفتم ببین خانوم این تایم خواب ماس و اینکه شما ۲۴ ساعت بیرون هستین دلیل نمیشه فک کنین همه مث شمان دیگه ب هیچ وجه زنگ ما رو نزنین من یا خونه نیستم یا اگرم باشم درس دارم 

خلاصه رفت ک دیگه بیاد مزاحمت ایجاد کنه

خدایااا… گاهی نگاهی💔

عزیزم عادت میکنی ما هم همین طور شدیم یعنی یک روز آسایش نداریم یا صدای جیغ بچه شون میاد یا صدای تلویزیون ک تا دو شب روشن هست یا با موبایل حرف زدنشون چ آقا چ خانم ک فقط داد میزنن وایی از در بستنشون 

ما یه همسایه پارای کن داریم هر پنجشنبه جمعه مهمونی دارن به حدی که اولش فکر میکردیم اینجا رو اجار ...

خدا صبرتون بده بخدا الان گریه ام گرفته ساعت 4 خوابیدم تا 8 انگار زلزله اس طبقه بالا بخدا توهین نمیکنم اما معلومه تازه شهر نشین شدن قشنگ زبون نفهمن

خدایا خودت مواظبش باش
خدا صبرتون بده بخدا الان گریه ام گرفته ساعت 4 خوابیدم تا 8 انگار زلزله اس طبقه بالا بخدا توهین نمیکن ...

اپارتمان اینجور مشکلاتم داره دیگ هرمدل ادم هس توش! ارامش میخوای باید خونه ویلایی بگیر همه جاهمینه

باید تذکر بدین هی،بلکه دیگه خجالت بکشن میتونین به رئیس ساختمون بگین باهاشون برخورد کنه آخرش کار خی ...

نمیدونم چطور بگم زنه ببخشید شبیه شارلاتاناس جا عذرخواهی زبون درازی میکنه خونمه خجالت کجا بود

خدایا خودت مواظبش باش

کاش وقتی فرهنگ اپارتمان نشینی بلد نیستن برن خونه دربست و شخصی طبقه ی بالای ما حتی تو خونه راه میرفتن صداشون تو خونه ما بود ولی واقعا کاری نداشتیم با سروصداهاشون، اونا برای پیشگیری زودتر به مدیر ساختمون گفته بودن که ما سروصدا میکنیم واقعا پرامون ریخت و مدیر ساختمون خودشم گفت تا جایی که میدونم صدای طبقه بالا میره پایین ولی طبقه پایین کمتر پیش میاد صداش بره بالا بعد اون همسرم دید سواستفاده میکنن که هیچ طلبکارم هستن هر جیکی که میکردن زنگ میزد به مدیر ساختمون یه سال نشد خودشونم عاصی شدن رفتن یه خونه دیگه

منم یکی از اینا دارم😪

طبقه بالای ماست.تو نمیدونی من چی کشیدم تو این چند سال....

هرچی هم ک میگیم میگه چشم چشم ببخشید همون لحظه دوباره تکرار میشه😩

باورت میشه من اوایل حاملگیم حالم خرااااب صبحا باید سرمو میکردم زیر پتو تو گرمای تابستون فقط بخاطری یک بوی گند پیاز داغی ک همیشه نمیدونم توش چی میپخت نرسه بهم هم صدای جیغ و دویدنشون.

نمیدون ک خودشونو پرت میکردن رو زمین انگار اسباب کشی میکنی هر روز وسیله جابجا میشد!

دیگه زنگ زدم هرچی از دهنم در اومد گفتم ب شوهرم بهش بگه گفتم اگه نگی خودم میرم میگم.

اونم سریع بهش زنگ زده بود گفته بود میدون جنگه بالا؟؟؟

ولی یهو میبینی نصفه شب مهمون میادا دیگه میشه جهنم😵‍💫

هیچ کاریشم نمیشه کرد فقط دعا میکنم زودتر خونه خودم ساخته بشه برم فقط برم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز