دیروز وقت محضر داشتیم واسه طلاق توافقی من نمیخواستم شوهرم میخواد طلاق بده
من گریه کردم گفتم نمیخوام طلاق بگیرم طلاق میخوای بدی سکه هامو بده
زدم بیرون
اومد بیرون کتکم زد و گف باید امضا کنی
دستمو میپیچوند
ب عاقد گفتم دارید ب زور ازم امضا میگیرید
عاقد گف اجباری نیس
آقا طلاقنامه رو امضا کنه
خانم بره فکراشو بکنه بعد بیاد امضا کنه
موقعی ک میخواستم بیام بیرونم با مشت زد تو کمرم