2777
2789

از مامانم دو هفته است جدا شدند....می دونم بابام تنها نمیمونه..هر روز استرس دارم بابام ازدواج کنه...هر روز فکر می کنم که کی تو فامیل مناسبه که بیاد با ما زندگی کنه..امسال کنکوری ام این فکرا نمیزاره درس بخونم  

دلم برا مامانم تنگه...

از آینده می ترسم..شبا از خواب می پرم...دلهره دارم..این جور وقتا مامانم می اومد تو اتاقم و شب تو اتاق من میخوابید...  

خسته ام..انگار پاهام توان راه رفتن نداره..


به حباب نگران لب یک رود قسم،و به کوتاهی آن لحظه که شادی گذشت،غصه هم میگذرد......

بچه ها بعد مدت ها جاریمو دیدم، انقدررررر لاغر شده بود که اولش نشناختمش!
پرسیدم چیکار کرده که هم هرچیزی دوست داره میخوره هم این قدر لاغر شده اونم گفت از اپلیکیشن زیره رژیم فستینگ گرفته منم زیره رو نصب کردم دیدم تخفیف دارن فورا رژیممو شروع کردم اگه تو هم می‌خوای شروع کن.

چرا نرفتی پیش مامانت؟

بمیرم برات توو دوران‌کنکور چقد سخته

من یک پرستار مهربونم❤👩🏻‍⚕اگر سوالی در زمینه نرسینگ (nursing) دارید حتما ازم بپرسید، اگر توان علمیشو داشته باشم با جون و دل جواب میدم💃🏻🥰لطفا سوال در مورد رشته و شغل پرستاری رو در این تاپیک پرسش در مورد شغل و رشته پرستاری بپرسید ازم❤🙏🏻
چرا نرفتی پیش مامانت؟ بمیرم برات توو دوران‌کنکور چقد سخته

بابام اجازه نمیده...خیلی سخته..از من توقع داره امسال رتبه خوب بیارم

به حباب نگران لب یک رود قسم،و به کوتاهی آن لحظه که شادی گذشت،غصه هم میگذرد......
مامانت کجا زندگی میکنه؟

تهران..بابام هر هفته بهونه میاره نمیزاره برم دیدنش

به حباب نگران لب یک رود قسم،و به کوتاهی آن لحظه که شادی گذشت،غصه هم میگذرد......

عزیزم حالا یه مدت ذهنتو از اینا پاک کن . حالا مامانت هم که پیش مادربزرگت هست و خیالت راحت . حالا تازه از هم جدازندگی میکنن یه مدت بگذره بچه هم نیستی میتونی بری مادرتو ببینی اون که همیشه ترو تعقیب نمیکنه یا اینکه بعد یه مدت ، پدرت از لجبازی دست ور میداره و بهت اجازه میده . پس صرفا تمرکزتو رو‌کنکور بذار تا از اون قبول بشی. 

عزیزم حالا یه مدت ذهنتو از اینا پاک کن . حالا مامانت هم که پیش مادربزرگت هست و خیالت راحت . حالا تاز ...

کاش مغز یه دکمه دیلیت داشت دوست داشتم گذشته ام رو فراموش می کردم

به حباب نگران لب یک رود قسم،و به کوتاهی آن لحظه که شادی گذشت،غصه هم میگذرد......
کاش مغز یه دکمه دیلیت داشت دوست داشتم گذشته ام رو فراموش می کردم

عزیزم چرا فراموش ؟؟ تو گذشته چیزای خوبی هم اتاق افتاده ، پس نمیشه گفت با تموم کردن  رابطه پدر و مادرت ، همه‌چیز بد بوده خاطرات خوب هم داشتین ، یه مدت گفتم تمرکزتو بده به درس . 

عزیزم چرا فراموش ؟؟ تو گذشته چیزای خوبی هم اتاق افتاده ، پس نمیشه گفت با تموم کردن  رابطه پدر و ...

یک ماه عقب افتادم از درس،کلاسا،آزمونا...یه ماه آخر فقط جر و بحث بود من عقب افتادم..جرات ندارم به بابام بگم خیلی کلاسا رو نرفتم..

به حباب نگران لب یک رود قسم،و به کوتاهی آن لحظه که شادی گذشت،غصه هم میگذرد......
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

شب پریودی

یشمیم١ | 1 دقیقه پیش
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز