ما تهرانیم خانواده من وخودش شهرستان
۱۱ساله اینجاییم مامانش هرسال میاد یکماهی میمونه
ولی خانواده من تواین ۱۱سال ۳باربیشترنیومدن
خواهرم ک اصلا نیومده بود
این خواهرمم زیاد ب گردنم حق داره وقتی میرم شهرستان کره و پنیروهمه چی میزاره برام ۳روزم اومد خونم مدام پول میداددست بچم براش لباس میخرید
ولی شوهرمن خودشو کلافه میگرفت هی ب من میگفت پول خرج میکنی...
درصورتی بیرونم میرفتیم خواهرم خرج میکرد
همش دلم میلرزیدابروریزی نکنه کلیم قبلش باهاش حرف زده بودم
ازوقتیم ک رفتن هی میگه پول ندارم کم اوردم
بااینکه بنده خداها اصرارمیکردن یااملت بود یا کتلت
نمیدونم چیکارکنم بااین شوهر