اونو قفل کردی
اونارو ول کن یسری انگار روانشون پریشونه واقعا
داره میگه خواهرش راضی نبوده و گریه زاری میکرده بالاخره این اتفاق باعث شد که تموم شه! یعنی بیاد لج کنه با خواهرش که ناراضیه چون زبون نداشته بگه بدبخ شه؟
اسی خواهرت کمک کن یکم مستقل و اجتماعی بار بیاد
بترسونش بهش بگو این اخرین باریه که اومدم کمکت کردم از اینجا به بعد باید رو پای خودت وایسی و با عقلت تصمیم بگیری و قرار نیست من بیام تو همه چی بیام وسط ، خیلیا ده تا ده تا دیدم براشون خواستگار میره ولی با عقلشون و معیارهاشون میسنجن و اخرشم به نتیجه میرسن! به خواهرت بگو قرار نیست هر کی اومد فوری بری یسری ملاک ها برای خودت در نظر بگیر تا اینجور پیش نیاد ، اونقدر با اعتماد به نفس بشو که یکی اومد خواستگاریت بتونی از پسش بر بیای چون در هر صورت تو باید بپسندی و ما هم کنارت هستیم
اینجوری بهش بگو ، تو این روزگار باید زبون داشته باشی وگرنه میخورنت