یه دختر سه سال و نیمه دارم
شبا ک میخوابه کل خونه ها رو تمیز میکنم و همه چی مرتبه صب ک پامیشه تا میرم اشپزخونه چایی و صبحونه اماده کنم میبینم کل خونه ها رو بهم ریخته تمام اسباب بازی هاشو یعنی همه رو میریزه تو اتاقش تو پذیرایی تو اشپزخونه همه جا کلا
باز تا موقعی ک صبحونه میخوره یه کم جمع و جور میکنم بعد صبحونش میرم اشپزخونه ک ناهار بزارم میام میبینم باز همه رو ریخته
خلاصه که سه بار تا ظهر و سه بارم عصر تا شب خونه رو مرتب میکنم
حتی هرروز خونه رو جارو میزنم با اینکه خونه ما خیلی بزرگه
هرروز رو میزا و اینه دکوراتیو ک رد دستش هس همه رو برق میندازم ولی اخرشم اخر شب خونه ام انگار بمب ترکیده وقتی میخوابه باز باید بیدار بمونم جمع و جور کنم
واقعا خسته شدم از اینهمه کار اخر شبا زانو و ماهیچه های پام درد میکنه
بچه ها کم اوردم همسرم میگه کمکی بگیر ولی اخه کاری نیس ک بگم کمکی انجام بده چون خونه کلا که تمیزه فقط ریخت و پاش های لحظه ای اسباب بازی های دخترمه
یه اخلاقی هم دارم از بهم ریختگی متنفرم حتی وقتی مجرد بودم اگه اتاقم مرتب نبود نمتونستم درس بخونم اول مرتب میکردم بعد درس میخوندم
الانم اگه خونه بهم ریخته باشه نمتونم یه دقیقه یه جا بشینم مثلا استراحت کنم
شما چکار میکنید؟ بچه های شمام اینقدر اذیتتون میکنن؟