خانوما کمکم کنید در بدترین شرایط روحی روانی هستم
همسرم به مدت یه ماه از خونه گذاشت رفت،
قبلشم بهم گف که میره...دیگه نمیاد
بعده یه هفته مهریه نفقه گذاشتم اجرا،ممنوع الخروج کردم.
الان بعده دوماه اینا الزام به تمکین زده
رفتم گفتم اماده به زندگی هستم...
قاضی گف فلان ساعت برو دنبالش
قبل جلسه دادگاه کلی گریه زاری دل تنگی...
دستا یخ...لاغر شده بود 10کیلو...رفتارهای عاشقانه...
خلاصه بعده دادگاه ...قاضی گف مامور برای برگشت لازم نیست..
ولی اون روزش نیومد دنبالم،ذاتا خواهان برگشت نبودم،ولی برا اینک حرفم دروغ نباش میخواستم که برم،ولی نیومد زنک زد گف اماده ای گفتم کم مونده تموم شدی زنگ بزن...زنک زدم تا9شب جواب نداد
ترسیدم نکنه بگه تمکین نکرد ...
فرداش رفتم لایحه زدم که من حاضر بودم ولی دنبالم نیومدن...قاضی کارشناس بازدید از منزل زد بود و اخطار
خلاصه پس فرداش کلانتری زنگ زد فردا اماده باشین برای بازدید از منزل.
رفتیم ولی خونه فامیلش هس به قاضی هم هرچقدر گفتم قبول نکرد...
خلاصه از رو علاقه نه به خاطر مدرک به همسرم پیامک و ولتس کردم...جواب نداد..
کلا قصدش اینه اذیتم کنه
میدونین از چی ترس دارم؟
از اینکه منو ببره خونه. ولی خودش نیاد خونه،من خسته بشم برم خونه بابام مامور بیاره ناشزه حساب شم.
سوالم اینه مامور قراره کجا بیاد دنبالم؟
پیش مامور کلید خونه میدن بهم؟
خودش طی روز ها و شب ها نیاد خونه
چیکار کنم؟
با قاضی تعهد داده بود ۸شب خونه باشه.
خیلی میترسم...
خونش تنها باشم...