خانوما لطفا لطفا خواهرانه بخونید بهم کمک کنید دو نفر منو راهنمایی کنن یه دنیا ممنون میشم دو دقیقه بیشتر زمان نمیبره خوندنش ولی کلی تو تصمیم من اثر داره
ما برج ۴ یه مغازه برداشتیم که پول رهن اون رو پدر شوهرم داد تا برای شوهرم یه کاری راه انداخته باشه و سرگرم شه و اینکه شوهرم تازه ترک کرده و دیگ دور چیزی نره از اون روزی که مغازه رو رهن کردیم قرار بر این شد که خواهرشوهرمم بیاد و کنار ما جنسای خودش رو بفروشه و کمک ما باشه وقتی خواهر شوهرم اومد شوهرم دلش خوش شد به خواهرش که براش میفروشه و هر روز میره و مغازه رو باز میکنه و میبنده براش پول جناسامون رو واریز میکنه و جنسای خودش رو هم میفروشه... شوهرمم اصلا پاش رو تو مغازه نمیزاره و رفیق باز شده و من خیلی میترسم که دوباره دور چیزی بره
من یه بچه ۳ ساله دارم و خودمم هر از گاهی میرم مغازه
حالا که خوب فکرامو کردم میخوام خواهرش رو بفرستم بره ..
تا اینکه خودش مجبور شه بیاد مغازه از طرفی میترسم فردا نره و من مجبور شم با بچه برم و مطمئنن خودم تنها خیلی خسته میشم شما بودید چیکار میکردید میترسم شوهرم پشتم رو خالی کنه و بگه خودت خواستی بره حالا هم برو خودت مغازه و نیاد شما بودید چیکار میکردید از طرفی هم اگ نگم خواهرش بره شوهرم دوباره میره یه چیزی مصرف میکنه