نمیدونم ازکجا بگم،خرداد امسال عقدکردیم،قبلشم حدود۵ماه با شوهرم اشنا شدیم باعثشم مادرشوهرم بود،منو برا پسرش انتخاب کرد،شوهرم شکرخدا پسرخیلی خوبیه،حالا گاهی لج میکنه ولی درکل خوبه زندگیمو خیلی دوسدارم،مادرشوهرم دروغگوعه حتی درامد شوهرمو بمن دروغ گف اما من اونموقع نمیدونستم دروغ میگه و ازدواج کردم،حالا هم منوشوهرم خوبیم ولی این میگه باید جدابشین،ب شوهرم میگه یا منو انتخاب کن یا زنت وگرنه اسمتو از شناسنامه خط میزنم از ارث محروم،ب شوهرم میگه خونه زنت نرو،اما شوهرم میاد،خودشو صاحب زندگی ما میدونه ،ادامه رو مینویسم
یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.
چن روز پیش رفتم خونشون.قبلش رفته بودم وسیله جهاز ببینم سردرد داشتم پاهام همه درد میکرذ،شوهرم بزور مارو برد اونجا،چارتا چایی اوردن من ظرف رو جمع کردم ولی نشستم،خسته بودم واقعا.شوهرمو پر کرد ال بل ،کار نمیکنه،خب ادم گاهی خستس مگه میشه،؟؟
اصلااااااااااااااااااا زیر بار نرو بگو عزیزم من خونه مادرت مهمونم بیشتر از این اصلا کار نمیکنم
من میگم اگر قراره کارکنیم همه باهم هم دخترش بیاد هم جاریم هم من.چرا فقط من؟؟؟انگار میخواد منو باب میل خودش دربیاره ،من میگم ب اندازه کار میکنم،تهدیدم میکنه ب جدایی ازارم میده
اصلا کار نگیر به بقیه بگو شرمنده من فقط میتونم در حد مهمون تو خونه شما کمک بدم بیشتر از این رسم ما ن ...
خواهر اینو بگم ک اتیش میگیره،میخواذ کلا همه زیر سلطش باشن و هستن من زیربار نمیرم،خستم،باس برم پیش مشاور کمک بگیرم مثکه،اینجام ک جز شما کسی جواب منو نداد،مرسی عزیزم ک جواب دادین