باردارم دکتر گفت استراحت مطلق باش سرما هم خوردم شوهرم داشت برگ درخت تو حیاط جمع میکرد هی میگفت بیا کمکم گفتم مگ وضعیتم نمیبینی کم کم دعوامون شروع شد اومدم تو اتاق اود بالا سرم گفت این چ رفتاری بزنم تو دهنت گفتم اگ جرات داری بزن دعوامون بالا گرفت منم گریه کردم بعدش اومد معذرت خواهی پریدم بهش گفتم مگ میشه هر دیقه اذیتم کنی بعد معذرت خواهی کنی رفت بیرون دوروز پیش هم بخاطر مامانش زد تو گوشم دلمم خیلی گرفت هرچی گریه میکنم دلم خالی نمیشه چکار کنم دلم یکم آروم شه