2821
2789
عنوان

بنظرتون من حسودم

344 بازدید | 18 پست

شوهرم و پسر عموی شوهرم همسنن ما با هم عروسی کردیم شوهر من رفیق بازه زیاد به حرف من نیست ولی برعکس پسر عموی شوهرم به حرف زنشه و هرچی بگه گوش میده من آرومم از اولم اینجوری بودم یه آدم خجالتی بله گو ولی زن اون نه برعکس من سر و زبون دار حتی چند بار باهم تو جمع بودیم به شوهرشم تندی میکنه و حرف میزنه اونم گوش میده 

شوهر من اگه رفیق هاش نباشن می میره کل وقتش با اونهاس ما مزون داریم دو ماهه بعد از محرم صفر تقریبا ساعت یک و دو میاد آخر هفته ها میرن تالار اگه هم نرن یه رفیق شون خونه مجردی داره میره اونجا تا نصف شب

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

تا اینجا حق داری کلافه باشی 

رفیق اولویتش هست نه تو خیلی بده 

باید برین مشاور 

چون اگه الان تعدیل نشه بعدا که بچه دار بشی خیلی اذیت میشی

💙گروه آبی💙وزن فعلی ۵۴😐وزن هدف۴۸

وقتی ما عروسی کردیم وسایل آشپزخونه و اینارو همش گرفتیم تقریبا ولی اونها نه زیاد اونم تلاش های مادرشوهرم بود می گفت لباسشویی اینا بگیر اونم کامل نیستن مبل و تخت اینا نگرفتیم 

این خونه پسر عموی شوهرم ماشاالله هم ماشین گرفتن هم همه وسایل امروز رفتم سر بزنم به زنش عین پروانه دورش میچرخید زنش عمل دیسک کرده 

در حالیکه اگه من بودم شوهرم همش سرم غر میزد که چرا وسیله سنگین برداشتی دیسکت پاره شده نزدیک ۲۰ تومان برده یه شهر دیگه که بیمارستان بهتر دارن عملش کرده الانم اومده خونه می گفت شوهرم گفته رو زمین نخوابی فورا رفته بود براش تخت خواب دو نفره و همه وسایل گرفته بود بخدا دلم نمیخواد حسودی کنم ولی منم دلم میخواد اونجوری بودم اون امروز من رفتم بهش سر بزنم شوهرش تو اون یکی اتاق نشسته بود تا ما اومدیم در حالیکه شوهر من بمیرم یه ساعت تو خونه نمی مونه اونم تو روز همش میخواد بره بیرون

چی بگم والا، بعضی چیزا قبل از ازدواج مشخصن. لااقل بگو رفیقهای متاهل ش رو بیاره خونه تا خانوادگی رفت ...

باورت میشه قبل از دواج حتی یک کلمه با شوهرم حرف نزدم اصلا نمی شناختمش پنجشنبه اومدن خواستگاری شنبه اش اومدیم عقد کردیم

خب این حدودی که میکنی بر میگرده به ذات شوهرت من الان اینجوری برداشت کردم که به خاطر این که زن پسر فامیلتون انقد دور برشه این تو ذات اون اقاعه که خانواده دوسته و همسر شما رفیق باز البته عملکرد اون خانمم خوب بوده

یه ضرب‌المثل روسی هست که میگه:بشکه خالی بلندترین صدارو ایجاد میکنه.تفسیرش اینه که هیاهو و ادعای زیاد نشانه خالی بودنه.حکایت خیلیاست.😏.اسمم حانیس البته بااین«ح».عاشق ورزش-فیلم دیدن-کتاب خوندن😁.میشه برای اینکه به مراد دلم برسم یه صلوات بفرستین؟🥺❤️
باورت میشه قبل از دواج حتی یک کلمه با شوهرم حرف نزدم اصلا نمی شناختمش پنجشنبه اومدن خواستگاری شنبه ا ...

خوب مگه قرار بود کشته بشین که زودی رفتین عقد کردین؟ چه خبرتون بود؟


من تاریخ آن شبی را که از عمق وجود گریستم دقیق به خاطر سپرده ام نه برای آن شب بلکه برای آن صبح برای آدم دیگری که روز بعد به آن تبدیل شده بودم...
2829
2828
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز