خانما من با نامزدم یه ماهه عقد کردیم البته قبلش دوست بودیم به مدت یه ماه . الان پس دو ماهه باهمیمم کلا
میگه من میخوام هفته ای سه بار اونم به خاطر تو (با منت فراوان میگه ) مگه نه من روزی ۸ساعت با دوستام بودم
حالااااا چیکار میکنه با دوستاش؟؟؟ یه ۱۰تا الدنگ ببخشید ولی واقعا میگم بلانسب همه اسکللل کنار هیابون میشینن یه چایی و سیگار دیگه بعدش رو خداااا داند!!
منم خب تازه عروسم دلم میخواد شوهرم بیشتر وقتش رو با من باشه به اونا توجه چندانی نکنه
خب خالا من باشه فرض کنیم مخالفتی ندارم ولی میگنم حداقلللل بزار منم برم بیرون مگه نمیگی به تنهایی نیاز دارم من منم خب دارم که برم کافه با دوستام بیرون
میگه نه تو دختریی
یعنی دیگه بدبخت شدم هر روشی رو رفتم که کمی منصرفش کنم اخرش شده هفته ای سه چهار بار
بعد میگه از الان من فلاننن روز میرم ع.ر.ق بخورم باهاش خبببب نیازه
الان یه ماهه دارم خون گریه میکنم فکرم رفته تا طلاق و اینا
میشه نظرتون رو بگید واقعا حالم بده با کاربری جدید هم اومدم کسی نشناشه
کسی کمکم نمیکنه یعنی شهر من یجوریه فقط مرد سالاره اقا هرچی گفت اون پس کسی رو ندارم چیکار کنم حالم بده