2789
عنوان

دوس دارم بغلشون کنم

187 بازدید | 16 پست

چن روز پیش ب خاطر یه مساله مالی گذر همسرم ب دادگستری افتاده بود...برام تعریف کرد ....

از فرمی باید کپی میگرفتم

طبقه همکف 

هنوز باز نبود..جلو درش منتظر بودم

پیرمرد و پیرزن فرتوت و ساده ای ب همراه یه پسر بچه ۶،۷ساله وارد دادگستری شدن

ب سختی راه میرفتن...پیرمرد خیلی سفت دست پسر بچه رو گرفته بود که شیطونی نکنه و دور نشه...پایی نداشت که پا ب پای بچه باشه...پسر بچه خیلی شیرین و مودب بود

پیرزن ب سختی نزدیک اومد و پشت سرم وایساد..چن دقیقه بعد پرسید اقا باید اینجا وایسیم؟

گفتم کارتون چیه حاج خانم

گف برا حضانت بچه اومدیم

دلم ب معنی واقعی کباب شد

برا سادگی این پدر بزرگ و مادر بزرگ

برا معصومیت و مظلومیت و بلاتکلیفی اون طفلک

گفتم از نگهبانی بپرسین من نمیدونم کجا باید برید....

پشت این سرنوشت چه ماجرایی بود یا پدر و مادر بچه کجا بودن خدا میدونست ولی از اون روزی ک همسرم این ماجرا رو برام تعریف کرده بی اختیار برای آینده ش دلنگران شدم

چن سال یا چن ماه دیگه اون دست پر از چروک و لرزش قراره اونجوری محکم دست پسر بچه رو بگیره و هواشو داشته باشه...

از اون روز یه گوشه از مغزم یه پرونده باز و پا در هوا هس که کلافه ام کرده

مث فیلمایی ک پایانشون بازه و تهش روحم از دیدنشون اقناع نمیشه و هی علامت سوال دور سرم میچرخه

این جور فیلما هیچوقت بهم مزه نمیده و حالمو بد میکنه 

دوس دارم تموم بچه هایی ک مامان ندارن با تموم جونم بغل کنم و بگم عب نداره من مامانتم

برا من ناز کن لوس سو گریه کن بخند توی بغل من بخواب

چقد دنیا بی رحم و نامرده

ما را به کار جهان هرگز التفات نبود....! :-)

قلبم((((:

شازده کوچولو به حرفش ادامه داد : « شماها خیلی زیبایید اما تو خالی هستید برای شما نمی شود مرد البته مطمئناً گل من هم از نگاه یک رهگذر عادی ،شبیه شماست؛ اما برای من او خیلی مهمتر از همه ی شماست،به خاطر اینکه او تنها گلی است که به او آب داده ام،تنها گلی که او را در زیر حباب شیشه ای قرار داده ام ،تنها گلی که برایش حفاظی درست کرده ام،تنها گلی که کرمهای روی آن را کشته ام البته به جز دو یا سه کرمی که برایش تبدیل به پروانه شوند او تنها گلی است که به غرولندها یا خودستاییها،یا گهگاه سکوت او گوش داده ام. به خاطر اینکه او گل سرخ من است.🧸🫀

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



من سر این موضوع یکم با همسرم اختلاف داشتم آخرش اون برنده شد.کوتاه اومدم.من آرزوم این بود بغیر از بچه ...

میشه؟ راجع بش تحقیق کردین؟

ما را به کار جهان هرگز التفات نبود....! :-)

من دو تا بچه دیدم که از وجود پدر و مادر محروم بودن 

اولیش اصلن نمیدونس مهرومحبت پدر و مادر چجوریه و چون نچشیده بود اصلن براش مهم نبود 

ولی دومی ی چیزی گفت جیگرم کباب شد

گفت کاش منم مامان داشتم که مثل مامان زهرا برام لقمه درست میکرد میوردم مدرسه 

ولی قول میدم مثل زهرا گریه نکنم اه نزار نمیخورم 

من از اوناش نیستم که تو بیو چیزی بنویسم 😏
من دو تا بچه دیدم که از وجود پدر و مادر محروم بودن  اولیش اصلن نمیدونس مهرومحبت پدر و مادر چجو ...

خدایا...

چقد دلم کباب میشه اینجور چیزی میشنوم

ما را به کار جهان هرگز التفات نبود....! :-)
میشه؟ راجع بش تحقیق کردین؟

نزاشت ب مرحله تحقیق برسه..تفکرشون اینه ارثشون باید ب تخم و ترکشون برسه...حالا من تفکرم اینه اگه هر خانواده ای ک اوضاع مالی معقولی داره(معقول ن فقط مرفه)یکی از این بندگان خدا هارو  بزرگ کنه پرورشگاه ها تعطیل میشه

نزاشت ب مرحله تحقیق برسه..تفکرشون اینه ارثشون باید ب تخم و ترکشون برسه...حالا من تفکرم اینه اگه هر خ ...

اره واقعا این همه بچه طفل معصوم ک هیشوخ خانواده داشتنو تجربه نکردن...برا بی کسی و تنهاییشون بمیرم...توی این دنیای ب این بزرگی تک و تنها بودن چقد برا شونه های کوچولوشون سنگینه


بچه مهندس یک ک پخش میشد هر قسمتشو میدیدم اشک میریختم

ما را به کار جهان هرگز التفات نبود....! :-)
اره واقعا این همه بچه طفل معصوم ک هیشوخ خانواده داشتنو تجربه نکردن...برا بی کسی و تنهاییشون بمیرم... ...

بچه مهندس همش چرت و پرته

اینا پر از عقده بزرگ میشن.تعداد خیلی معدودیشون سروسامان میگیرن.مابقی زندگی پر مشقتی رو طی میکنن

بچه مهندس همش چرت و پرته اینا پر از عقده بزرگ میشن.تعداد خیلی معدودیشون سروسامان میگیرن.مابقی زندگی ...

با بقیه قسمتاش کار ندارم فصل یکش ک کوچولو بودن و اونجا خون ب جگر میشدن ناراحتم میکرد

ما را به کار جهان هرگز التفات نبود....! :-)
با بقیه قسمتاش کار ندارم فصل یکش ک کوچولو بودن و اونجا خون ب جگر میشدن ناراحتم میکرد

اره واقعا.اگه میتونید هفته ای یبار بهشون سر بزنید اسباب بازی و شیرینی ببرید همین خوشیای کوچیک هم دلشونو شاد میکنه

اره واقعا.اگه میتونید هفته ای یبار بهشون سر بزنید اسباب بازی و شیرینی ببرید همین خوشیای کوچیک هم دلش ...

این هفته میخوام شیر خشک و پوشک ببرم

ما را به کار جهان هرگز التفات نبود....! :-)
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز