2777
2789
عنوان

خانواده شوهر

| مشاهده متن کامل بحث + 1329 بازدید | 67 پست
هفته یک بار برین یا بیاین خوبه

اونا نمیخوان من برم... دوست دارن بیشتر بیان... 

من دو ماه یه بار نهایت میتونم برم خونشون

و خواهراش تا من دعوت نکنم دعوت نمیکنن و فقط میشینن شوهر منو پر میکنن که این سرده و گرم نمیگیره. خواهراش شش ماه یک بار دعوتم میکنن

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اونا نمیخوان من برم... دوست دارن بیشتر بیان...  من دو ماه یه بار نهایت میتونم برم خونشون و خو ...

توهم به شوهرت بگو هرچیزی دوطرفش قشنگه

مردم تو خاکسپاریت اگه بارون بیاد شرکت نمیکنن یه وقت لباسو موهاشون خیس نشه! بعد تو نگران حرف این مردمی! بیخیال بابا! زندگی کن..
خوب چرا از اونجا بلند نمیشین؟؟

خب دیگه اخلاقامون دستمون اومده منم حرفاشونوجدی نمیگیرم به خودم واینکه اینجاخب ویلاییه بیشتر خوش میگذره ونزدیک مامانم ایناهم هست 😃دیگه چاره چیه برم توشهر غریب آپارتمان نشینی دیوونه میشم 

منم واقعا اذیت شدم اوایل دقیقا مثل خانواده شوهر شما بودن انقدر رفت و آمد و همه ش تو حلق هم بودن واقع ...

منم چهار سال جلوشونو گرفتم. شوهرم هم تا یه سال اول هوامو داشت و جلوشونو گرفت ولی اینا زامبی بودن و میگفتن ما بچه بزرگ کردیم الان باید زحمتامونو پس بده. الان دیگه همسرم با اونا شده و فشار زیادشون باعث جدایی ما شده

منم مث توام بااینکه طبقه بالام سالی یه بارمیان البته من دوسالی طول کشیدتافهمیدن اخلاقم چجوریه به خون ...

این اخلاق من نمیگم خوبه ها بهرحال پسرشونه دوسدارن بیان ولی من کلا اخلاقم اینطوریه زیادازرفتوامدخوشم نمیاد

بهشون گفتی ؟ باید از همون اول خودتو نشون میدادی توقع زیادی نداشته باشن 

از اول همون جوری رفتار کردم که میخوام اما اونا دست برنداشتن. بارها تهدید کردن که گرم شو تا کار به جاهای باریک نکشیده

منم چهار سال جلوشونو گرفتم. شوهرم هم تا یه سال اول هوامو داشت و جلوشونو گرفت ولی اینا زامبی بودن و م ...

عجب... این خیلی بده 

یه مدت از هم دور باشین بدون دعوا و قهر و پیام و ناراحتی

خوب فکر کنین بعد با هم آروم و منطقی صحبت کنید ببین میتونی قانعش کنی 

پسر قشنگم کی بشه برات برم خواستگاری؟ 😍❤️ای جاااانم فکر کن عروسیت 😍😍😍
اره گفتن جهیزیتو بردار برو ما دیگه این زندگی رو نمیخوایم و همسر احمقم هم پشت اوناس

عجب خانواده هایی پیدا میشه شاید یکی اهل رفت وآمد نباشه،،

من میروم،اما زمانی خواهد رسید که درتاریکی های شب بانور شمع به دنبالم خواهید گشت...روحت شاد😔💔
واقعا اینطوری گفتن؟؟😲

اره بخدا

تازه انتظار دارن شوهرم هرماه بهشون پول بده 

جهیزیه دختراشونو بگیره😐😐😐


وزن فعلی۷۳ .هدف اول ۶۸  هدف دوم ۶۵...امروز۹۹/۸/۱۱تصمیم جدی و دوباره برای لاغری دارم الهی شکرت که یه نی نی سالم بهم دادی ...برای خوشبختیه خودم دست بکار میشم تلاش میکنم و خوشبخت میشم ...خوشبختی حق منه و بالاخره منم لاعر شدم وزن ۶۰کیلو 🤩🤩🤩دلم نیومد قسمت اول امضامو پاک کنم ...بماند به یادگار...نی نی دومم هم بدنیا اومد الان دوتا گل پسر دارم ...خدایا شکرت که همیشه هوامو داری .هرچی خواستم بهم دادی ...کاش لیاقت بندگیتو داشته باشم😍واما پروسه ی لاغری من دوباره شروع شد شروع کاهش وزن :۲۶ /۱۱،وزن اولیه ۷۱😪😪۲۶ /۱۲ وزن:۶۶.۵😍😍ورن هدف ۵۸
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792