2777
2789
عنوان

حسادت

117 بازدید | 10 پست

دوستان 

من به تازگی ازدواج کردم یکی از اشنایان نزدیک همسرم هم به تازگی داره نامزد میکنه بنده خدا شوهرم چیزی کم نذاشت برام این مدت ولی مادرشوهرم هر روز زنگ میزنه به شوهرم امار اون فامیلشونو میده میگه امروز رفتن فلان چیزو بخرن امروز اینجا میرن 

منم ناخواگاه حس حسادت میاد سراغم عصبی میشم بالاخره ۲ تا ادم مثل هم عروسی نمیکنن شایدم اعتماد به نفسم کمه 

در حدیه که همش تو ذهنم مقایسه میکنم اون شوهرش چرا اینو خرید من نخریدم

ممنون میشم راهنمایی کنید

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

به من نمیگه زنگ میزنه به شوهرم میگه خیلی خاله خانباجیه نمیدونم چیکارش کنم

به اون توجه نکن و همه ی تمرکزت رو بذار رو حسن های شوهرت مثلا یه دفترچه بخر هرروز یه حسن شوهرت رو بنویس اینجوری فقط متوجه خوبی هاست میشی

خدایا منی که کنارش تو نباشی ، تومنی نمی ارزد 💙
بيكاريا بشين زندگيتو كن هرجا دوس داري برو هركار دوس داري بكن بقيه رو هم نبين

تا کسی زنگ نزنه زندگیمون عالیه و ارامش داریم اما وقتی زنگ میزنن به رخ من میکشن

تا کسی زنگ نزنه زندگیمون عالیه و ارامش داریم اما وقتی زنگ میزنن به رخ من میکشن

يك گوشت رو در كن يكي دروازه

من مادر شوهرم مستقيم باهام حرف ميزنه فقط سر تكون ميدم 

باور كن ك يك كلمه از حرفاشو نميشنوم و گوش نميدم

اين يه مهارته سعي كن ياد بگيري

خداي مهربونم اميدمو نا اميد نكن...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792