ینی نمیدونم چکار کنم با این شوهر دروغ گوم خیلی راحت دروغ میگه و سریع ی داستان میبافه ...با ی قیافه طلب کارانه دروغ میگه ک وارونه سر خودم دادم بیداد میکنه..اصلا گردن هم نمیگیره...اون روز ی نفر یزن غریبه رو تو ماشینش دیدن میگم کیه ...با وجود اینکه فهمیدم زنده کیه ..ب دروغ میگه زن فلانی (یکی از فامیلامون )ولی من مطمعن هستم ک زنه غریبه هست و حتی زنه رو میشناسم .....دیگه اونرروز جی پی اس گذاشتم تو ماشین ک مدرک ازش داشته باشم .... بعد ظهر ساعت دو اومد خونه ی مظلوم نمایی میکرد ک خستم بسکه دنبال لقمه نون حلال تو شهر گشتم ..کارگری بودم دیروز اومدم ...ولی دروغ میگفت رفته بود ی شهر دیگه ..شما بودین چکار میکردین..تو چشمام نگاه میکنه قسم دروغ میخوره