2821
2789
نه هيچ كاريش نكردم جز احترام .چون دوست نداشت پسرش زن بگيره يك پسر ديگه هم داره كه از شوهرم دو سال كو ...

 پ همین الان خاکش کن توزندگیت ادامه بده نمیدونی نیود خانواده شوهر چه نعمیتیه توزندگی

دقيقا همينه طفلك پدرشوهرم هروقت ميخواست با من حرف بزنه چشم غره مي رفت كه حرف نزنه آرزو به دلم موند ي ...

منم عین این روزا رو داشتم با یه ذره تفاوت 

واقعیتش هر انسانی میتونه تو یه موقعیت هایی حسود باشه و یه ذره حسودی کنه ولی اینکه حسادت باعث ویرانی یه زندگی شه ، این بی انصافیه ، 

ماهم خدامون بزرگه 

دلت نگیره 

کتاب بخون

خودتو سرگرم کن

بهش فکر نکن 

ولی شوهرت رو تحویل بگیر 

با من کاری کردن که الان زود عصبانی میشم

اما چند ماهیه دارم رو خودم کار میکنم که نسبت بهشون بی تفاوت باشم 



بارون اومد و یادم داد                                                                                         هرچی آرایش کنی میشوره میبره

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چيكارش كردي؟

هر روز تو خونه دعوا راه انداختم تا شوهرم رفت حالشو گرفت 

الان یه ساله زنگ میزنه به شوهرم گریه میکنه حداقل یه شب شام بیاین که من به شوهرم گفتم حتی اگه تنها بری منتظر خون و خونریزی بعدش باش

خلاصه تو عروسیمون هم راهش ندادم تو عروسی تنها فرزندش نبود

نه حسابی طرفشو میگرفت مادرش بهم میگفت دهاتی به من میگفت اشکالی نداره بزار بگه اون مادرمه🥴🥴 خلاصه ...

افرين اين جور مادرا بايد باهاشون همچين رفتاري كرد تا بشينند سرجاشون متاسفانه من اصلا نتونستم ولي ديگه قط رابطه كردم چون هر بار كه ارتباط برقرار كردم دوباره شروع كرده لياقت ندارن

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز