2777
2789
عنوان

معتادا یا اونایی که اطلاعات زیاد درباره مواد مخدر دارن بیاین

| مشاهده متن کامل بحث + 457 بازدید | 40 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

نه بابا اتفاقا کسی که تریاک میکشه حسابی خوش اشتها میشه هیچ فرقی براش نمیکنه

اصلا اینطور نیست تریاکو به چشم دیدم اگه مصرفت بالا باشه یک ماهه ۱۲-۱۳ کیلو کم میشی

میگن : کار خوبه خدا بسازه سلطان محمود خر کیه ...🤲

قرص، متا یاترا، فقط دوست داری شیرینی جات بخوری هر روز، ولی میل به غذا خیلی کم

پدرمنم میکشه درکنارش بستنی و چیزای شیرین میخوره ینی بستنی حتمن باید باشه 

میشه واضح تر اسمارو بگی؟؟ ما خودمون بارها شیشه تو جیبش دیدیم مثل نمکه ولی از بقیه سردرنمیاریم

تنها چیزی ک باعث افتخارمه تو این همه سال زندگیم امیدیه ک هنوز ب خدا دارم با وجود همه ی دردام بازم اسمشو میارم و ب خودش پناه میبرم...ازوقتی ک ب دنیا اومدم مادرزادی مشکل مجاری داشتم پنجسال تموم هیچکی از مریضیم سردرنیاورد درنهایت مشکلموفهمیدن و عمل شدم تو این مدتم اکثرن روزام تو بیمارستان گذشت و زیر سوروم و امپول جون میکندم و دلم ب دستکش دکترا خوش بود ک اگه دخترخوبی باشم و گریه نکنم بهم ازاونا میدن تا توشون و بادکنم و بادکنک داشته باشم تو اون شدت مریضیم بابام دوتا دستامو با قاشق میسوزونه هنوزه ک هنوزه جاش هست (بعداز خوب شدنم زندگیم با پدر عصبیم ادامه دار شد جوری ک از شدت استرس لکنت زبون گرفتم و با زور حرف میزدم یکم ک بزرگ ترشدم ب مادرم خیانت کرد و ب کوچیک ترین چیز گیرمیداد تا مادرمو از خونه بندازه بیرون از کتک بگیری تا فحش بارمون میکرد  چندبار میخاس مامانمو بکشه واسه منی ک تنها فرد زندگیم و مادرم میدونستم دیدن اشکا و اذیتاش خیلی سخت بود از یطرفم خودم و اذیت میکرد آبروی مامانمو برد تو فامیل با عموم رفته بود خاستگاری  ب مادرم تهمت مریضی زده بود درحالی ک هیچیش نبودبعدشم معتاد میشه و وضع مالیمون روز ب روز بدتر و همیشه هم فامیلای مادرم مسخرمون میکنن و ماام بخاطر پدرمون همیشه سرخورده میشیمو سرمون پایینه میدونم مهم نیستن ولی وقتی اسمش میاد انگار غرورم له میشه و بغض کل گلومو میگیره وقتی ک تو این جو زندگی بزرگ شدم ک با ی اقایی اشنا شدم شده بود دلخوشیم امیدم پناهم ک بعداز 9 ماه تصادف میکنه و فوت میکنه قصدمون جدی بود حتا دوسداش خانواده ها بفهمن من بخاطر پدرم مخفی میکردم بعداز خبری ک ازش شنیدم کلللل دنیا خراب شد رو سرم ب جرات میتونم بگم پنججح روز تموم لب ب یقاشق غذاهم نزدم فقط میخابیدمو با فکرا و خاطرها و غم نبودنش دیواااانه میشدم ولی بازم گریمو تو خودم حبس میکردم تا یوقت مامانم شک نکنه😔یکسره فکرخودکشی میزد ب سرم از یطرفم پدرم بهم زورمیگفت و با اخلاقش اذیتم میکرد بهتره بگم بیشتر دلتنگ ترمیشدم🙃اخه من همش با خیال اون بود ک این زندگی و تحمل میکردمو اهمیت نمیدادم ولی دیگه نبوداگه اینارو برات نوشتم فقط بخاطر اینکه من با وجود همه ی این حال خرابیا ب خدا امیدوارم چرا تو نباشی رفیق؟ امیدوارباش شاید فصل بهارزندگی ماام برسه🌈❤
نه بابا اتفاقا کسی که تریاک میکشه حسابی خوش اشتها میشه هیچ فرقی براش نمیکنه

عزیزم تریاکای الان تریاک نیستن همش قاطیه حتا دیگه تریاکم مثل موادای صنعتی ب حساب میارن انقد ک خرابه 

تنها چیزی ک باعث افتخارمه تو این همه سال زندگیم امیدیه ک هنوز ب خدا دارم با وجود همه ی دردام بازم اسمشو میارم و ب خودش پناه میبرم...ازوقتی ک ب دنیا اومدم مادرزادی مشکل مجاری داشتم پنجسال تموم هیچکی از مریضیم سردرنیاورد درنهایت مشکلموفهمیدن و عمل شدم تو این مدتم اکثرن روزام تو بیمارستان گذشت و زیر سوروم و امپول جون میکندم و دلم ب دستکش دکترا خوش بود ک اگه دخترخوبی باشم و گریه نکنم بهم ازاونا میدن تا توشون و بادکنم و بادکنک داشته باشم تو اون شدت مریضیم بابام دوتا دستامو با قاشق میسوزونه هنوزه ک هنوزه جاش هست (بعداز خوب شدنم زندگیم با پدر عصبیم ادامه دار شد جوری ک از شدت استرس لکنت زبون گرفتم و با زور حرف میزدم یکم ک بزرگ ترشدم ب مادرم خیانت کرد و ب کوچیک ترین چیز گیرمیداد تا مادرمو از خونه بندازه بیرون از کتک بگیری تا فحش بارمون میکرد  چندبار میخاس مامانمو بکشه واسه منی ک تنها فرد زندگیم و مادرم میدونستم دیدن اشکا و اذیتاش خیلی سخت بود از یطرفم خودم و اذیت میکرد آبروی مامانمو برد تو فامیل با عموم رفته بود خاستگاری  ب مادرم تهمت مریضی زده بود درحالی ک هیچیش نبودبعدشم معتاد میشه و وضع مالیمون روز ب روز بدتر و همیشه هم فامیلای مادرم مسخرمون میکنن و ماام بخاطر پدرمون همیشه سرخورده میشیمو سرمون پایینه میدونم مهم نیستن ولی وقتی اسمش میاد انگار غرورم له میشه و بغض کل گلومو میگیره وقتی ک تو این جو زندگی بزرگ شدم ک با ی اقایی اشنا شدم شده بود دلخوشیم امیدم پناهم ک بعداز 9 ماه تصادف میکنه و فوت میکنه قصدمون جدی بود حتا دوسداش خانواده ها بفهمن من بخاطر پدرم مخفی میکردم بعداز خبری ک ازش شنیدم کلللل دنیا خراب شد رو سرم ب جرات میتونم بگم پنججح روز تموم لب ب یقاشق غذاهم نزدم فقط میخابیدمو با فکرا و خاطرها و غم نبودنش دیواااانه میشدم ولی بازم گریمو تو خودم حبس میکردم تا یوقت مامانم شک نکنه😔یکسره فکرخودکشی میزد ب سرم از یطرفم پدرم بهم زورمیگفت و با اخلاقش اذیتم میکرد بهتره بگم بیشتر دلتنگ ترمیشدم🙃اخه من همش با خیال اون بود ک این زندگی و تحمل میکردمو اهمیت نمیدادم ولی دیگه نبوداگه اینارو برات نوشتم فقط بخاطر اینکه من با وجود همه ی این حال خرابیا ب خدا امیدوارم چرا تو نباشی رفیق؟ امیدوارباش شاید فصل بهارزندگی ماام برسه🌈❤
پدرمنم میکشه درکنارش بستنی و چیزای شیرین میخوره ینی بستنی حتمن باید باشه  میشه واضح تر اسمارو ...

متادون یا ترامادول 

ای ایران ای مرز پر گهر ای خاکت سر چشمه هنر،🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷وقتی تو یه تاپیک باهات دعوا کردم تاپیک بعدی دیدی چقدر خوب و شوخ دارم باهات برخورد میکنم بدان و آگاه باش من اسم کاربری ها یادم نمی‌مونه،مرگ بر امریکا،مرگ بر اسراییل،زنده باد پاینده باد رهبر عزیزم سید علی خامنه ای🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷

من معتاد نیستم ولی ده سال با یه آدمی که معتاد بود زندگی کردم، چقدر جفتمون درد می‌کشیدیم تا ترک می‌کرد، باز فشار کار روش میومد شروع می‌کرد فکر می‌کرد نمیدونم، منم همش امیدم به عید سال بود که یک ماه تعطیلی هست همون یه ماه کوفتمون میشد ولی ترکش میدادم، چندسال عید کارم همین بود، طلفک درد می‌کشید بی صدا اشک می‌ریخت ولی صداش درمیومد، الان خدارو شکر که یک سالو نیمه پاکه، قرص ترامادول استفاده می‌کرد، برا همین همش خواب بود حرف می‌زد خوابش می‌برد، ده سال دوازده سال هیجا مهمانی دوست نداشتم برم چون خواب میرفت، الان همه جا میرم خدارو شکر رفت آمد میکنم از تنهایی یکم در اومدم

ای ایران ای مرز پر گهر ای خاکت سر چشمه هنر،🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷وقتی تو یه تاپیک باهات دعوا کردم تاپیک بعدی دیدی چقدر خوب و شوخ دارم باهات برخورد میکنم بدان و آگاه باش من اسم کاربری ها یادم نمی‌مونه،مرگ بر امریکا،مرگ بر اسراییل،زنده باد پاینده باد رهبر عزیزم سید علی خامنه ای🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷

من معتاد نیستم ولی ده سال با یه آدمی که معتاد بود زندگی کردم، چقدر جفتمون درد می‌کشیدیم تا ترک می‌کر ...

ممنون عزیزم وقت گذا‌شتی جواب دادی 

میشه بیشتر درموردش بگی 

مثلا اینکه چه علائم دیگه ای داشت اینکه  زیاد می‌خوابید یعنی همش خواب بود هرجا رسیده بود خوابش می‌برد؟ 


ممنون عزیزم وقت گذا‌شتی جواب دادی  میشه بیشتر درموردش بگی  مثلا اینکه چه علائم دیگه ای د ...

آره مثلا حرف میزده کافی بود ده ثانیه ساکت باشه خوابش می‌برد، پوست پا ساق پاش ساق دستش تیره شده بود

ای ایران ای مرز پر گهر ای خاکت سر چشمه هنر،🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷وقتی تو یه تاپیک باهات دعوا کردم تاپیک بعدی دیدی چقدر خوب و شوخ دارم باهات برخورد میکنم بدان و آگاه باش من اسم کاربری ها یادم نمی‌مونه،مرگ بر امریکا،مرگ بر اسراییل،زنده باد پاینده باد رهبر عزیزم سید علی خامنه ای🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  17 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  16 ساعت پیش