با شوهرم رفتیم بستنی بخوریم من توی ماشین نشستم تا بگیره و برگرده یهو بابام و با یه زن دیدم اومدن در بستنی فروشه،من و ندیدن زنه بیرون موند تا بابام رفت بستنی بخره داخل چشمش به شوهر من افتاد برگشت و سریییع دور شد از اونجا
من تمام این صحنه هارو داشتم از توی ماشین میدیدم ولی از ترس اینکه شوهرم متوجه نشه جییییک نزدم.بزرگترین شانسم این بود ک شوهرم پشتش سمت بابام بود و اونو ندید،اصلا نمی دونم چیکار کنم اگه مامانم بفهمه بخدا سکتهههه میکنه دور از جونش.....😔😔😔😔