2777
2789
عنوان

دیدمش 💔

573 بازدید | 24 پست

چند سال پیش روز عقدمون از خواب بیدار شدم دیدم همه چی ریخته بهم 

حتی خودش رو ندیدم 

خیلی دوسش داشتم

چند روز پیش دیدمش احساس میکردم دوسش ندارم و دوسم نداره 

ولی  به شدت استرس گرفتم از دیدنش حتی پاهام میلرزید 

به نظرتون چرا انقدر مضطرب شدم؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

اشکال نداره طبیعیه

زندگی را ... گر توانستی به کام یکنفر شیرین‌کنی،یاتوانستی زمین تشنه‌ای را سرخوش از باران کنی ...گر توانستی تو یک مرغ گرفتار از قفس بیرون کنی ...یا توانستی که دیوار اسارت از بنا ویران کنی ..گر توانستی به خوان رنگی‌ ات یک رهگذر مهمان کنی ...یا توانستی بدون حاجتی هم، ذکر آن یزدان کنی ...گر توانستی لباس بی ریای عاشقی، بر تن کنی ...میتوانی آن زمان فریاد انسان بودنت را بر سر هر کوی و هر برزن زنی...
همچین داستان‌هایی می‌شنوم ناراحت میشم. چرا جدا شدید؟

ناراحت نباش عزیزم پنج سال گذشته 

جدا نشدم اصلا عقد نکردیم قبل عقد زنگ زد گفت پشیمون شده

خدا واسه فامیل بد نسازه 

خودش هم فامیلمونه 

فامیل دور 

خدارو شکر میکنم موقع دیدنش مانتوم تا مچ پام بود تابلو پاهام میلرزید نمیتونستم راه برم

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز