2821
2789
عنوان

مامان بزرگ قاتل😐

673 بازدید | 41 پست

وای خانوما امروز یه سر رفتم خونه مامان بزرگم وحشت زده شدم. اومده کنارم بعد از کلی حرف زدن پشت عروساش (البته بجز مامان من، چون اگر چیزی در مورد مامانم بگه جوابش میدم بخاطر همین چیزی نمیگه) خلاصه دوستان بعد از کلی بد و بیراه در مورد زن عموهام و شوهر عمم گفتن بهم گفت این شوهر عمتم شانسی وارد زندگیمون شد😐😐😐😐 گفتم یعنی چی؟ گفت میخواستم بچه‌ی بعد عمتو سقط کنم. گفتم وای دلت میومده؟😒 گفت آره بعد از عمت که بدنیا آوردم یکبار دیگه باردار شدم که کپسول گاز گذاشتم رو شکمم بچهه مُرد😐 وای من تا مرز سکته رفتم😂 همچین با شوق و ذوق تعریف می‌کرد😖😖

واااا😐

یه صلوات مهمونم میکنی مهربون؟❤اگه برای عضویت تو نی نی سایت یه آزمون شعور سنجی ازمون میگرفتن شاید الان خیلیا تو سایت نبودن😅اگه توی یه تاپیک باهات بحث کردم و توی یه تاپیک دیگه باهات گرم گرفتم بدون نشناختمت🤐توی تاپیکای صلوات تگم کنید❤کسی که طرز فکرش با تو متفاوته دشمنت نیست🙃اسم هدفاتو آرزو نزار چون آرزو یه چیز تقریبا محاله☺از شکستات درس بگیر و پر قدرت تر بجنگ واسه هدفات🤗تو دل آدما دنبال خدا بگرد نه ظاهرشون😊کاربری دست سه نفره🙃

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

🙄😐

قیافه من وقتی میبینم ۱۰ تا اعلان دارم باز میکنم و میبینم همش لایکه و کسی تگم نکرده :                      از چوپانی پرسیدند روزگار چگونه است؟ گفت: از روزگار چیزی نمیدانم اما پشم های گوسفندانم را که چیدم دیدم نیمی از آنها گرگ اند. :)           دیدی یه سریا اینجا الکی بت میپرن و پاچه میگیرن...با اینا کار نداشته باشین اینا عقده دارن و بهتون حسودی میکنن😉
وای من از ترس قلبم داشت وایمیستاد گفتم الانه یه کپسول گازی هم صرف من کنه😂😂

مگه بارداری

  هیچ چیز از هیچکس بعید نیست پس از همدیگه بت نسازید...😇اگه تینا صدام کنی خوشحال تر میشم💚😁                                    
وای من از ترس قلبم داشت وایمیستاد گفتم الانه یه کپسول گازی هم صرف من کنه😂😂

😂😂😂

قیافه من وقتی میبینم ۱۰ تا اعلان دارم باز میکنم و میبینم همش لایکه و کسی تگم نکرده :                      از چوپانی پرسیدند روزگار چگونه است؟ گفت: از روزگار چیزی نمیدانم اما پشم های گوسفندانم را که چیدم دیدم نیمی از آنها گرگ اند. :)           دیدی یه سریا اینجا الکی بت میپرن و پاچه میگیرن...با اینا کار نداشته باشین اینا عقده دارن و بهتون حسودی میکنن😉
مطمعن باش با بقیه پشت مادرت بد بیراه میگه 

یکبار که با بابام تنها شده بودن گوشیمو ضبط صداش کار گذاشته بودم با گوشای خودم شنیدم داشت در مورد هم من هم مامانم هم داداشم حرف میزد

اتفاقا مادر بزرگت خیلی فهمیدس که یه بچه ی دیگه رو توی یه دنیای کثیف نیاورد ،چون اون بچه رو دوست داشت ...

یااباالفضل شمادیگه کی هستین


برای تمام رنج هایی که میبری..صبرکنصبراوج احترام به حکمت خداست
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792