باشوهرم بحثم شد سر اینکه با دوستم برم استخر اونم گفت لازم نکرده بعد از ۶ سال جرئت کردم بهش بگم که با دوستم میخوام برم بیرون
کلا با دوست و رفیق مخالفه ولی خودش سه هفته پیش با دوستش رفت استخر
منم گفتم پس چطور تو میتونی بری اگه دوست بده توام نرو شوهرمم گفت دوستای من با دوستای تو فرق میکنن هرکارم دلم بخواد میکنم به توام ربطی نداره
منم گفتم منم هرکاری دلم بخواد میکنم به تو ربطی نداره
اونم گفت برو خونه بابات هرکاری دوست داری بکن منم گفتم باشه میرم
حالا لباس پوشیدم رفتم بچمو بیارم اتاق بخوابونم هیچی نگفت
نمیدونم چیکار کنم😔
برمم اعصاب بابام و مامانم خورد میشه
از یه طرفم اصلا نمیخوام کوتاه بیام داره زور میگه