عروسی دختر خالم بود دوتا شهرستان بغل هم ی رب راه من یه روز تو این راه هی شوهرم آوردم و بردم چون جایی نبود اون وایسته الان عذاب وجدان و گریه ولم نمیکنه میگم ارزش قائل نشدم چرا براش 😪چکار کنم این حس و حال بد ازم دور ش
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.