سلام خانوما .من دوسال از زندگیم میگذره تو این دوسال اتفاقات خیلی بدی برام افتاده
شوهرم اصلا سر کار نمیره مادرش خرجش میده
از وقتی رفتم تو خونش میخابه تا۴.۵عصر بیدار میشه با داداشش میره بیرون تا۳.۴صبح نمیاد خونه
بعدا ک فهمیدم تریاک مصرف میکنه
این بین خیلی بحث و دعوا داشتیم
سر بی پولی سر بیرون رفتناش
بیشتر سر اینکه اصلا ب من توجهی نمیکرد و کلا زندگیش با داداشش بود
کلا مسافرت میخاستیم بریم مهمونی باید داداشش میومد
من اعتراض میکردم منو نمیبرد با داداشش میرفت
تا جایی ک بینمون دعوا میشد داداشش میومد به من فحش میداد یا بدو بیراه میگف یبارم ک ی سیلی منو زد
خیلی رفتم خونه بابام قهر هربار ب امید خوب شدن برم گردوند ولی هیچوقت خوب نشد من خیلی صبوری کردم
تا امشب ک داداشش دراومد ب من گف سگ و منم برگشتم جوابش دادم ک شوهرم اومد زد منو
الان دوروزه اومدیم شهرستان پاشده اومده دنبالمون
شوهرمم پشتش اونم هربدوبیراهی میخاد میگ خانواده عوضیشم از عهده اشون برنمیان
تصمیم گرفتم اینبار جدی برم برا طلاق
نمیدونم ترس بدی تو وجودم میشه کمکک کنید