برای اولین بار اینجور اتفاقی میوفته
دیشب خیلی باهم خوب بودیم تا ۲ و نیم فیلم دیدیم بعد رفتیم اتاق گفتم کلیم درد میکنه یمدته گفت ظهر میبرمت دکتر دیگه یکم باهم شوخی کردیم و خوابیدیم و هیچ اتفاق یا بحث خاصی نیوفتاد
صبش بیدار شدم براش صبونه اماده کردم حاضر شد با خوش رویی صبخیر گفت و جوابشم گرفت باهم خوب بودیم راهیش کردم سر کار
یکم خوابیدم بیدار شدم ناهار اماده کردم تقریبا نیم ساعت پیش اومد خونه بعد سلام دادم بهش حالشو پرسیدم یه نگا عادی کوتاع بهم انداخت رفت اتاق
اولش فکر کردم شاید خستس
رفتم تو اتاق دیدم لباساشو عوض نکرده خوابیده رو تخت صداش زدمگفتم چیشده داد زد هاااااا
گفتم چته چرا اینجوری میکنی گفت برو بیرون حصلتو ندارم
گفتم چیشده چرا بی دلیل داد میزنی سرم یعنی چی گفت صداتو نشونم برو
بغضم گرفت مگه من چیکار کرده بودم اینجری باهام رفتار کرد
بخدا نشستم به حرفای یه هفته پیشمم فکر کردم ببینم بحثی چیزی نبوده
هیچ دلیلی واسه این کارش پیدا نمیکنم
شما چی فکر میکنید من چیکار کنم؟