بیا دستموبگیر،میخوام بهت یه چیزی بگم!
بایه کوچولو مکث نگاهی بهم کرد و گرم شدن دستم رو لابلای دستاش حس کردم
خب الآن بگو،یه چیز هم نگودوتابگو!
بیابه تهِ هیچی فکر نکنیم...
باور کن تهِ همه اتفاقای قشنگ تاریکیه!
تهِ یه روز آفتابی قشنگ تاریکیه!
تهِ زندگی آدم ،مرگه و تاریکی!
بیا فقط به خودمون و الآن فکر کنیم...
به این که من دوست دارم توهم منو دوس داری!
به تهش فکر نکنیم باشه؟
تهش بده ...تهش تاریکیه ...تهش تنهاییه...
حالا تو دومین چیزو بگومن زیاده گویی کردم :)
_من دوست دارم،و تهِ دوست داشتنم برات یه تاریکیه قشنگه🖤✨