2777
2789
عنوان

پسر ده ماهه. توروخدا مامانا جواب بدید

| مشاهده متن کامل بحث + 1289 بازدید | 79 پست

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

واقعا میگین؟ بچه شما انجام نمیداد؟

بچه من ۸ماهشه ولی با توجه به بچه‌هایی ک دوروورم دیدم زوده هنوز ،یکسالگی و بعدش وقتشه نه ده ماهه ،بعدشم فکر نکنین تا یکسالگیش دوماه مونده چیزی نیست تو رشد و تکامل بچها حتی یک روز هم یک روزه ،

سلام ، وقت بخیر ، تاپیکتون رو مطالعه کردم ، بنده حسن فراهانی هستم ، کاردرمانگر.

لطفا یا داخل واتساپ و یا داخل همین نی نی سایت به بنده پیام بدین تا رشد گل پسرتون رو ارزیابی کنیم.

09351279472

سلام عزیز منو یادته تاپیک زنداداشم امروز خواهر کم عقلم بدون هماهنگی با ما زنگ زده به مادر زنداداشم هرچی از دهنش دراومده گفته مادر زنداداشم هم گفته من در جریان نیستم و دوست ندارم دخالت کنم دخترم به اندازه ی کافی عاقل هست مشکلشو خودش حل کنه و قطع کرده خیلی اعصابم خورده تا الان داداش و زنداداشم واکنش نداشتن 

سلام عزیز منو یادته تاپیک زنداداشم امروز خواهر کم عقلم بدون هماهنگی با ما زنگ زده به مادر زنداداشم ه ...

سلام . اتفاقا تو اعلان ها دیدم میان دادید تعجب کردم چون پست قبلی تعطیل شده بود. خدابا من باورم نمیشه . عزیزم از حرفم ناراحت نشو اما جدا خواهرت ببرید روانپزشک ببینتش. این اصلا نمیتونا رفتار یه آدم سالم باشه. عروستون حرفی نزده؟

سلام عزیز منو یادته تاپیک زنداداشم امروز خواهر کم عقلم بدون هماهنگی با ما زنگ زده به مادر زنداداشم ه ...

این میطلبه که داداشت الان دیگه بیاد وسط و خواهرت رو بشونه سرجاش چون اینجور پیش بره آبروتون رو همه جا میبره

سلام . اتفاقا تو اعلان ها دیدم میان دادید تعجب کردم چون پست قبلی تعطیل شده بود. خدابا من باورم نمیشه ...

ممنون عزیزم کلا از مغز تعطیله زنداداشم مادرش نذری داشت امروز با داداشم اومدن خونمون نذری رو دادن ولی بچه هاشو نیاورد به روی خودش هم نیاورد اتفاقی افتاده و رفت یعنی سر هم پنج دقیقه هم نشست مادرمم به بچه هاش کادو داد گفت ببر برای بچه ها از مادرم تشکر کرد و رفت 

داداشمم و زنداداشم وقتی اومدن مثل همیشه بودن ما هم صحبتی نکردیم چند ساعت بعد داداشم تنهایی اومد من بودم و مادرم یه خواهر دیگم به ما گفت زنگ بزنید به اون احمق بگید بیاد اینجا که ما راضیش کردیم زنگ نزنه که گفت منو پیش زنم و خانواده زنم شرمنده کرده گفت وقتی به بچه من هیچ محبتی نداره غلط میکنه سر بچه من داد میزنه گفت زنم خوشش نمیاد کسی سر بچه داد بزنه تربیت بچه ها دست زنمه منم قبولش دارم گفت زنم اصلا از مشکلاتش به خانوادش چیزی نمیگه همیشه تعریفتونو کرده گف با این کارش ابرو خودشو برد منو سرافکنده کرد و رفت

ولی بعدش رفته بود خودش زنگ زده بود به خواهرم گفته بود به چه حقی زنگ زدی به خانواده زنم خواهرمم گفته بود حقش بود باید ادب میشد خانوادش میفهمیدن دخترشون بی ادبه  تو زنتو سوار گردنت کردی و مارو فراموش کردی برادرمم گفته بود تو هم سوار گردن شوهرت شو دست از سر زندگی من بردار با این حرکت فقط خودتو از چشمم انداختی   خواهرم گفته بود اره زنت با قیافه گرفتناش باعث شده پای ما از خونه تو بریده بشه داداشمم گفته بود وقتی میای شر میندازی تو زندگیم دیگه نیا 

زنداداشمم هیچ عکس العملی نشون نداد فقط داداشمو فرستاد جلو کلا زنداداشم از چیزای خاله زنکی خیلی بدش میاد اهل غیبتم نیست اگه چیزی بگه تو همون رو میگه میدونم بعد این فقط بی محلی میکنه 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز