امروز خیلی دلم گرفته بود..خبر هرکی رو میگیرم میگه هستم "مشهدالرضا"
دوست صمیم الان اونجائه...کلی بهش حسودیم میشه..ماه خدا هم تموم شد و یه بار دیگه رو سیاهی موند واسه ذغال!!
هر وقت دلم میگیره دست به دامن امام رضا میشم با اینکه بی وفایی دیده ولی خیلی با وفاست...
همیشه با این شعر بغضم میگیره:
پنجره فولاد رضا مریضا رو شفا میده
پنجره فولاد رضا برات کربلا میده
پنجره فولاد رضا شیعه و سنی نداره
پنجره فولاد رضا جواب بدهارم میده
***
خوب یا بدم زشت یا زیبا رونده شدم از همه جا
جون همون کبوترات به من نگو اینجا نیا
اینجا نیام کجا برم؟ در خونه ی کی برم؟
یه بار دیگه راهم بده در خونت صاحب کرم
اگه مریضارو شفا میدی پس چرا قلب من هنوز بیماره؟اگه جواب بدهارم میدی پس چرا دل من اینقد برات تنگه؟امام رضا میشه یه بار دیگه ضامنم بشی؟میدونم امتحانمو خوب پس ندادم،اصلن من بد،من بی وفا، من نامرد، ولی مگه خودت به بخشش شاهانه عادتم ندادی؟؟
امام رضا اینجا گرگ زیاده،اینجا بدقول زیاده،اینجا بی وفایی زیاده..دل من یکی رو میخواد که هر وقت صداش کرد باشه..عشق یه طرفه یه خورده بی انصافی نیس؟منو مجنون خودت کردی حالا دارم التماست میکنم نگام کنی . . .
جون جوادت ردم نکن..
همه ی دنیامو میدم تا یه کمی باشی کنارم/اگه نگاتو پس بگیری دیگه امیدی ندارم
دیگه امیدی ندارم..
به امید دیدار حرمت امام رضا