2777
2789
عنوان

شوهرم از من میگذره به خاطر مادرش😭

2390 بازدید | 70 پست

خیلی وقته همسرم بیکاره

(قبلا کار داشت درامدشم خوب بود) ولی مادرش

نزاشت بره سرکار گفت پسرم ما خودمون درامد داریم کشاورزی و ...داریم‌نیاز نیس واس مردم کار کنی بیا برا خودمون کار کن هرچی باشه دور هم میخوریم ... همسرمم دیگ نرفت موند و برا خانه باباش کار میکنه 


بچها تایپ کردم از قبل تمام ماجرارو بمونین کمک کنین بهم

ممنونم از کسایی ک تا آخر میخونن  و راه حل میدن♥️

خدایا شکرت 

خب

وارﺩ ﺩﺍﺭﻭﺧﺎﻧﻪ ﺷﺪﻡ ﻭ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﺗﺎ ﻧﺴﺨﻪ‌ﺍﻡ ﺭﺍ ﺗﺤﻮﯾﻞ ﺩﻫﻨﺪ👀.ﻓﺮﺩﯼ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ ﻭ ﺑﺎ ﻟﻬﺠﻪ‌ﺍﯼ ﺳﺎﺩﻩ ﻭ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ:ﮐﺮﻡ ﺿﺪ ﺳﯿﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﯾﻦ؟ ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﺑﺎ ﻟﺤﻨﯽ ﺗﻤﺴﺨﺮ ﺁﻣﯿﺰ ﭘﺮﺳﯿﺪ:😏ﮐﺮﻡ ﺿﺪ ﺳﯿﻤﺎﻥ؟ ﺑﻠﻪ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ.ﮐﺮﻡ ﺿﺪ ﺗﯿﺮ ﺁﻫﻦ ﻭ ﺁﺟﺮ ﻫﻢ ﺩﺍﺭﻡ ﺣﺎﻻ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺸﻮ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﯾﺎ ﺧﺎﺭﺟﯽ؟ﺍﻣﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ ﺧﺎﺭﺟﯿﺶ ﮔﺮﻭﻧﻪ ﻫﺎ. ﻣﺮﺩ ﻧﮕﺎﻫﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﺩﻭﺧﺖ ﻭ ﺁﻧ‌ﻬﺎ ﺭﺍ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻓﺮﻭﺷﻨﺪﻩ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ:ﺍﺯ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻥ ﺷﺪﻡ ﺩﺳﺘﺎﻡ ﺯﺑﺮ ﺷﺪﻩ، ﻧﻤﯽ‌ﺗﻮﻧﻢ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺧﺘﺮﻣﻮ ﻧﺎﺯ ﮐﻨﻢ🤗…ﺍﮔﻪ ﺧﺎﺭﺟﯿﺶ ﺑﻬﺘﺮﻩ، ﺧﺎﺭﺟﯽ ﺑﺪﻩ.ﻣﺘﺼﺪﯼ ﺩﺍﺭﻭﺧﺎﻧﻪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺭﻭﯼ ﻟﺒﺎنش ﯾﺦ ﺯﺩ🙃…ﭼﻪ ﺣﻘﯿﺮ ﻭ ﻛﻮﭼﮏ ﺍﺳﺖ ﺁﻥ ﮐﺴﯽ ﻛﻪ ﺑــﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﻐـ🚶🏻‍♀️ـﺮﻭﺭ ﺍﺳﺖ!ﭼﺮﺍ ﻛﻪ ﻧﻤﯽ‌ﺩﺍﻧﺪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﯼ ﺷﻄﺮﻧﺞ، ﺷﺎﻩ ﻭ ﺳـﺮﺑﺎﺯ ﻫـﻤﻪ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺟﻌﺒﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽ‌ﮔﯿﺮﻧﺪ.😉 جایگاه شاه و گدا، دارا و ندار قبر اسـت…👩‍🦯تقواست کـه سرنوشت ساز اسـت💌 برای رسیدن بـه “کبریا” باید نه کبر داشت نه ریا💔💔

یه تجربه بگم بهت. الان که دارم اینجا می نویسم کاملاً رایگان، ولی نمی دونم تا کی رایگان بمونه. من خودم و پسرم بدون هیچ هزینه ای یه نوبت ویزیت آنلاین کاملاً رایگان از متخصص گرفتیم و دقیق تمام مشکلات بدنمون رو برامون آنالیز کردن. من مشکل زانو و گردن درد داشتم که به کمر فشار آورده بود و پسرم هم پای ضربدری و قوزپشتی داشت که خدا رو شکر حل شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون در گیر دردهای بدنی یا ناهنجاری هستید تا دیر نشده نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص بگیرید.

حتما الان کار میکشن ازش پولم نمیدن بهش

یک عدد ❤ مهربان❤ هستم 😁😻بچه ها من یه دونه ❤ پسر ❤دارم گفتم بگم بهتون دروغ گو نشم😘...❤خدایاااااا خیلیییییی دوستتتت دارمممممم❤.میشه مراقب خانواده م باشی میدونی که نفسم به نفسشون بنده🙏❤🙏❤خدا جونم با اینکه سختی زیاد کشیدم ولی با دادن عشقم همه رو برام جبران کردی ممنونم ازت خدای خوبم🙏❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

درامد هیچی نداریم خرج خونه به زور میاره

درصورتی ک برادرش از این‌کوچیکتره بهترین چیزا رو برا خانومش و خونش میخره

ولی همسرم مارو عذاب میده چیزایی ک خودم  و بچهام میخوایم فراهم نمیکنه بهشم میگیم

بیا برو سرکار واسش کار پیدا کردیم ولی نمیره یعنی مادرش نمیزاره

همسرم خیلی اهل تحقیره ....منو خیلی تحقیر میکنه خیلی اذیتم میکنه همیشه زن داداشش و ب رخم میکشه نمیفهما ک داداشش خوبه ک زنش خانومه و زن زندگیه💔

خدایا شکرت 

همسر سابق منم مادرش رو به من ترجیح داد

خواهر و برادرش ازدواج کرده بودن رفته بودن دنبال همسر و زندگی و بچه خودشون

ایشون مونده بود با مادرش

مشکلی هم نداشتم باهاش

از روز اول آشنایی با کمال میل قبول کردم مادرش رو

ولی دیگه مادر و پسر شورش رو درآوردن


انقدر اذیتم کردن که همون توی عقد طلاق گرفتم خداروشکر

جریاناش مفصله

هی سر به راه تر ، هی سر به زیر تر ، هی گوشه گیر تر /  هر لحظه خسته تر ، هر لحظه تلخ تر ، هر لحظه پیر تر

فقط مادرشو میبینه

فقط مادرشو میپرسته فقط دنبال خوش گذرونی

سفر رفتن‌  با مادرشه ...توی همین هفته دو بار مادرشو برده مشهد حال و هواش عوض بشه بدون اینکه ب منو بچهام بگه ما تو خونه اقا تفریح ... ما تو خونه چن روز پیش اقا با مادرش رفته دربند و صفا فقطم دوتایی با مادرش میره پدرشم نمیبره ... خیلی حالم بد بود تا اینکه مامانم اومد خونمون

خدایا شکرت 

مامانم دید منو دارم‌گریه میکنم گفت چیشده

گفتم هیچی قسمم داد منم گفتم دلم‌گرفته از چن وقته تو خونه ام ... دلم میخاد بریم بیرون دور بزنیم مادرمم ک درجریان بود اقا مادرشو برده سفر منو نبرده دیگ آمپرش زد بالا انقد گف ب شوهرم انقدر حرف زد بهش شوهرمم گف دلم میخاد مادرمه به هیچ کی ربطی نداره مادرمم بیشتر عصبی میشد خیلی بحث بدی شد اون شب

مادرم گف برو سرکار یعنی چی اینجوری ک فایده نداره

خدایا شکرت 



همسرم از اول شخصی  سرد و بی احساس بود بر خلاف خودم  اوایل عقد دوس داشتم جدا بشم برم دانشگاه  ولی نزاشتن  .... حامی نداشتم

حالا دیگ گذشته .... ولی در کل همسرم بازم تا وقتی سرکار بود و مستقل بود خوب بود همین ک نرفت دیگ سرکار اوضاع بهم ریخت الان دو ساله نمیره منم دارم عذاب میشم ....انقدر سرده دوساله جدا میخوابه ازم هیچ وقت بهم نگفته دوستت دارم🥺 هیچ وقت نازمو نخریده🥺

هیچ وقت بغلم نکرده🥺هیچ وقت درکم نکرده🥺هیچ وقت پیامک عاشقانه بهم نداده 🥺

همه اینا واسم شده حسرت

داغونم بچها خیلی داشتم  ذره ذره آب میشدم

بهم توجه نمیشد ی جوری دیده نمیشدم😥


خلاصه ک دعوای بدی شد اون شب منم وسایلم و جمع کردم و بچها رو اماده کردم اومدیم خانه بابام

الان‌یک هفته اس نه زنگ‌زده نه پیام ن هیچی

حتی دلش واس بچهاشم تنگ نشده خونه باباش و خانه بابای من  توی یک کوچه ان همسایه ان❌ حتی نیومد دنبال بچهاش

خدایا شکرت 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   اشرشیاکلایبدبخت  |  18 ساعت پیش
توسط   moeinipoor  |  18 ساعت پیش