از زبون دوستم میگم عزیزان.
بعد ۳ سال دوستی بدبختی انتظار برگشت از خدمت سربازیش
مادرو خواهرش چند روز پیش اومدن خونمون و گفتن فعلا رفتو امد داشته باشیم تا بیشتر باهم اشنا شیم!
(ینی ن نشون ن عقد)
اینم بگم قبلا همسایه بودیم ب مدت ۲ سال
فکر میکنن مامانم نمیدونه ماباهم در ارتباطیم
فقط ماشین دادن که نامزدم باهاش کار کنه البت ۳،۴ماه دیگ شروع میکنه این کارشو
کلا دوتا بچه دارن ی دختر ی پسر
ینی حق با اوناس که دیگه هیچ کمک هزینه ی نکنن ن عقد ن عروسی ؟
اینم بگم خواهرنامزدم ب شدت حسوده ینی هرچی برامن بگیرن مجبورن برا اونم بگیرن اینطوری خرج میشه دوتا
مادرنامزدم النگو طلا خرید قبلا من خیلی خوشحال شدم که النگو طلاخریده
ولی خواهر نامزدم ب دروغ گفت بدلن دیگه تو این گرونی کی میتونه طلا بخره
چند روز پیش ی انگشتر نشون خریدیم با پارتنرم بعدش
مادرش گفت کاش میرفتین از اونجایی ک من النگوطلاهامو خریدم انشگتر میخریدین!